تبليغاتX
رفقای سجک

رفقای سجک

مدافعان جوان کمونیزم کارگری و دنیای بهتر

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

منصور حکمت

 

(این هفته تصمیم گرفتیم دو بخش از برنامه یک دنیای بهتر با عنوان" برابری زن و مرد، ممنوعیت تبعیض بر حسب جنسیت"  و همچنین مطالبات مربوط به " زندگی مشترک، خانواده، ازدواج و طلاق" را چاپ کنیم(در نشریه جوانان کمونیست۳۶۲). علت این انتخاب مربوط است به قرار گرفتن لایحه سرتاپا ضد زن و ضد بشر "حمایت از خانواده" در دستور مجلس اسلامی و در تکمیل  دیگر مطالبی است که در همین رابطه در این شماره داریم. البته مطالبات مربوط به برابری زن و مرد در برنامه یک دنیای بهتر، نوشته منصور حکمت،  به موارد زیر محدود نیست و باید کل برنامه حزب ما را در نظر گرفت. اما فعلا ترجیح دادیم که همین دو بخش را اینجا بیاوریم و خواننده را به مطالعه دقیق آن دعوت میکنیم. جوانان کمونیست)

 

برابرى زن و مرد،
ممنوعيت تبعيض بر حسب جنسيت


تبعيض عليه زنان يک مشخصه مهم دنياى امروز است. در بخش اعظم کشورهاى جهان، زن رسما و قانونا از همان حقوق و آزادى هاى محدود و محقرى هم که مردان از آن برخوردارند محروم است. در کشورهاى از نظر اقتصادى عقب افتاده تر و در جوامعى که نفوذ مذهب و سنت هاى کهنه بر نظام سياسى و ادارى و فرهنگى جامعه عميق تر است، ستمکشى زن و بيحقوقى و فرودستى او در آشکارترين و زمخت ترين اشکال خودنمايى ميکند. در کشورهاى پيشرفته تر و مدرن تر، و حتى در جوامعى که به لطف جنبش هاى مدافع حقوق زنان و تعرضات سوسياليستى کارگرى تبعيض جنسى على الظاهر از بخش اعظم قوانين حذف شده است، زن همچنان در متن مکانيسم اقتصاد سرمايه دارى و سنت ها و باورهاى مردسالارانه جارى در جامعه، عملا از جهات بسيار مورد تبعيض و ستم قرار دارد.

نفس ستمکشى و فرودستى زن اختراع سرمايه دارى نيست. اما سرمايه دارى اين ميراث نفرت انگيز تاريخ پيشين را تکامل بخشيده و به يک رکن مناسبات اقتصادى و اجتماعى معاصر بدل کرده است. ريشه نابرابرى و بى حقوقى امروز زن، نه در افکار کهنه و ميراث فکرى و فرهنگى نظام ها و جوامع منقرض شده و پيامبران و مذاهب عصر جاهليت، بلکه در جامعه سرمايه دارى صنعتى و مدرن امروز نهفته است. نظامى که به تقسيم جنسى انسان ها در قلمرو توليد به عنوان يک عامل مهم اقتصادى و سياسى در تضمين سودآورى سرمايه مينگرد. ايجاد انعطاف پذيرى نيروى کار در اشتغال و اخراج، ايجاد شکاف و رقابت و کشمکش درونى در اردوى مردم کارگر، تضمين وجود بخش هاى محروم تر در خود طبقه کارگر که پائين نگاهداشتن سطح زندگى کل طبقه را مقدور ميسازد و بالاخره مخدوش کردن خودآگاهى انسانى و طبقاتى بشريت کارگر و دوام بخشيدن به آراء و افکار و تعصبات کهنه و پوسيده و فلج کننده، برکات ستمکشى زن براى سرمايه دارى مدرن معاصر و از ارکان انباشت سرمايه در دنياى امروز است. اعم از اينکه سرمايه دارى ذاتا و بطور کلى با برابرى زن خوانايى داشته باشد يا خير، سرمايه دارى انتهاى قرن بيستم بطور مشخص خود را بر اين نابرابرى بنا کرده است و به سادگى و بدون مقاومت سرسختانه و قهرآميز از آن عقب نمى نشيند.

حزب کمونيست کارگرى براى برابرى کامل و بدون قيد و شرط زن و مرد در کليه شئون مبارزه ميکند. رئوس قوانين و اقداماتى که بايد هم اکنون بفوريت براى شروع رفع تبعيض بر زنان به اجرا درآيد عبارت است از:

١- اعلام برابرى کامل و بى قيد و شرط زن و مرد در حقوق مدنى و فردى و لغو فورى کليه قوانين و مقرراتى که ناقض اين اصل است.

٢- تامين فورى برابرى کامل زن و مرد در شرکت در حيات سياسى جامعه در سطوح مختلف. حق بى قيد و شرط زنان به شرکت در انتخابات در کليه سطوح و احراز و تصدى هر پست و مقام، اعم از سياسى، ادارى، قضايى، و غيره. لغو هر قانون و مقرراتى که حق زنان در شرکت برابر در حيات سياسى و ادارى جامعه را محدود ميکند.

٣- برابرى کامل حقوق و موقعيت قانونى زن و مرد در خانواده. لغو امتيازات مرد بعنوان "سرپرست خانواده" و برقرارى حقوق و وظايف برابر براى زن و مرد در رابطه با سرپرستى و تربيت فرزندان، اعمال کنترل و مديريت دارايى ها و امور مالى خانواده، وراثت، انتخاب محل زندگى و سکونت، کارخانگى و اشتغال حرفه اى، طلاق، سرپرستى کودکان در صورت جدايى و تقسيم و تملک اموال خانواده. ممنوعيت تعدد زوجات. ممنوعيت صيغه. لغو کليه تعهدات انقيادآور زن به شوهر در شرع و سنن کهنه. ممنوعيت برقرارى رابطه جنسى توسط شوهر با زن بدون تمايل او ولو بدون اعمال خشونت. اينگونه موارد بايد در صورت شکايت زن بعنوان تجاوز جنسى توسط شوهر مورد پيگرد و محاکمه قرار بگيرند. ممنوعيت تحميل کارخانگى و يا وظايف ويژه خانه دارانه به زن در خانواده. اعمال مجازات سنگين براى هر نوع آزار، ارعاب، سلب آزادى، تحقير و خشونت عليه زنان و دختران در خانواده.

٤- برابرى کامل زن و مرد در قلمرو اقتصادى و اشتغال حرفه اى. شمول يکسان قوانين کار و بيمه هاى اجتماعى بر زن و مرد بدون هيچ نوع تبعيض. مزد برابر در ازاء کار مشابه براى زنان و مردان. لغو هر نوع محدوديت بر تصدى مشاغل و حرفه هاى مختلف توسط زنان. برابرى کامل زن و مرد در کليه امور مربوط به دستمزد، بيمه ها، مرخصى ها، ساعات و شيف کار، تقسيم کار و طبقه بندى مشاغل، ارتقاء شغلى، نمايندگى کارگران در سطوح مختلف. تصويب و اجراى مقررات و موازين ويژه در بنگاه ها براى تضمين ادامه کارى حرفه اى و شغلى زنان، نظير ممنوعيت اخراج زنان باردار، ممنوعيت سپردن کار سنگين به زنان باردار و وجود تسهيلات ويژه مورد نياز زنان در محل کار. ١٦ هفته مرخصى دوران باردارى و زايمان و يکسال مرخصى براى نگهدارى نوزاد که بايد با توافق طرفين توسط زن و شوهر هر دو مورد استفاده قرار بگيرد. تشکيل هيات هاى بازرسى و کنترل، با وظيفه نظارت بر اجراى تعهدات فوق توسط بنگاه ها.

تشکيل مراجع تشخيص و حکميت در مورد برابرى حقوق زن و مرد در اشتغال حرفه اى و محيط هاى کار اعم از دولتى و غير دولتى و انتفاعى و غير انتفاعى. تعقيب قانونى و مجازات سنگين بنگاه ها و مديرانى که از اصل برابرى مطلق زن و مرد در فعاليت حرفه اى تخطى کنند.
 
ايجاد موسسات و نهادها و فراهم کردن رايگان تسهيلاتى نظير شيرخوارگاه ها و مهد کودک ها و کلوب هاى تفريحى - تربيتى کودکان در سطح محلى که، با توجه به فشار يکجانبه کار خانگى و نگهدارى از فرزندان بر زنان در شرايط کنونى، ورود زنان به فعاليت اقتصادى و سياسى و فرهنگى در خارج خانواده را تسهيل ميکند.

٥- لغو کليه قوانين و مقررات و راه و رسم هاى دست و پاگير و عقب مانده اخلاقى، فرهنگى و ناموسى که نافى استقلال و اراده مستقل زن و شخصيت او بعنوان يک شهروند متساوى الحقوق در جامعه است. لغو هر نوع محدوديت بر حق سفر و نقل مکان زنان، اعم از مجرد و متاهل، در داخل و خارج کشور، به ميل و اراده خود. لغو کليه قوانين و مقرراتى که آزادى زنان در انتخاب لباس و پوشش، انتخاب شغل و معاشرت را مقيد و محدود ميکند. ممنوعيت هر نوع جداسازى زنان و مردان در موسسات و مجامع و اجتماعات و معابر و وسائل نقليه عمومى. آموزش و پرورش مختلط در تمام سطوح. ممنوعيت استفاده از عناوينى نظير دوشيزه، بانو، خواهر و هر لقبى که زن را به اعتبار موقعيتش در قبال مرد تعريف ميکند، در مکاتبات و مکالمات رسمى توسط مقامات و نهادها و بنگاه هاى دولتى و خصوصى. ممنوعيت هر نوع دخالت از جانب هر مرجعى اعم از بستگان و اطرافيان يا نهادها و مراجع رسمى در زندگى خصوصى و روابط شخصى و عاطفى و جنسى زنان. ممنوعيت هر نوع برخورد تحقيرآميز، مردسالارانه، پدرسالارانه و نابرابر با زنان در نهادها و موسسات اجتماعى. ممنوعيت قيد جنسيت در آگهى هاى شغلى. حذف کليه اشارات تبعيض آميز و تحقير آميز نسبت به زنان از کتب و منابع درسى و متقابلا گنجاندن مواد درسى لازم براى تفهيم برابرى زن و مرد و نقد اشکال مختلف ستمکشى زن در جامعه. ايجاد نهادهاى بازرسى، تشخيص جرم و واحدهاى انتظامى ويژه برخورد به موارد آزار و تبعيض نسبت به زنان.

٦- تلاش فشرده و مستقيم نهادهاى ذيربط دولتى براى مبارزه با فرهنگ مردسالارانه و ضد زن در جامعه. تشويق و تقويت نهادهاى غير دولتى معطوف به کسب و تثبيت برابرى زن و مرد.


 زندگى مشترک، خانواده، ازدواج و طلاق


حق هر زوج بالاى ١٦ سال به زندگى مشترک به ميل و انتخاب خود. ممنوعيت هر نوع اجبار و اعمال فشار از جانب هر فرد و مرجعى بر افراد در امر انتخاب همسر، زندگى مشترک (ازدواج) و جدايى (طلاق).

براى رسميت يافتن زندگى مشترک از نظر دولت و شمول قوانين مربوط به خانواده به آن در صورت تمايل طرفين، ثبت آن در دفاتر دولتى کافى است. زدودن هر نوع رنگ مذهبى از ازدواج در اسناد و مراجع رسمى دولتى. ممنوعيت ايراد هر نوع خطبه مذهبى در مراسم دولتى ثبت ازدواج. اجرا يا عدم اجراى مراسم خاص، اعم از شرعى و عرفى، براى ازدواج نقشى در رسميت آن و مقام آن در برابر قانون ندارد.

ممنوعيت هر نوع معامله گرى در ازدواج نظير تعيين شيربها، جهيزيه، مهريه و غيره بعنوان شروط ازدواج.

ممنوعيت تعدد زوجات و صيغه.
 
برابرى کليه حقوق زن و مرد در خانواده در امر انتخاب محل زندگى، امور مربوط به سرپرستى و تعليم و تربيت فرزندان، تصميم گيرى در مورد دارايى ها و اقتصاد خانواده و کليه امور مربوط به زندگى مشترک. لغو موقعيت ويژه مرد بعنوان سرپرست خانواده در کليه قوانين و مقررات و انتقال حقوق مربوط به سرپرستى امور خانواده به يکسان به زن و مرد.

حق بى قيد و شرط جدايى  (طلاق) براى زن و مرد. برابرى کامل حقوق و وظايف زن و مرد در امور مربوط به تکفل و سرپرستى فرزندان پس از جدايى.

برابرى حقوق طرفين در هنگام جدايى نسبت به دارايى ها و امکاناتى که در طول زندگى مشترک عايد خانواده شده، و يا در طول زندگى مشترک مورد استفاده کل خانواده بوده است.
 
لغو انتقال اتوماتيک نام خانوادگى پدر به فرزندان و واگذاشتن تعيين نام خانوادگى نوزادان به توافق و انتخاب مشترک پدر و مادر. در صورت عدم توافق، کودک نام خانوادگى مادر را بر خود خواهد داشت. حذف ستون نام پدر و مادر از شناسنامه و اسناد هويت رسمى  (نظير گذرنامه، گواهينامه رانندگى و غيره).

حمايت مادى و معنوى دولت از خانواده هاى تک والدى و بويژه حمايت فعال از مادرانى که جدا شده اند و يا اصولا بدون ازدواج صاحب فرزند شده اند، در برابر فشارهاى مادى و اخلاقيات ارتجاعى.

لغو کليه قوانين و مقررات عقب مانده و ارتجاعى که به رابطه جنسى زن و مرد با کسانى جز همسر خويش بعنوان جرم برخورد ميکنند.

پی نوشت :فکر کنم به زودی به پرشین بلاگ نقل مکان کنم.محیط بلاگفا اعصاب خرد کن است

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 11:43  توسط وبلاگ نویسان سازمان جوانان کمونیست  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

کامران مزین

این روزها نشستن پای برنامه های کانال جدید به کار روتین من و دوستانم تبدیل شده. به ویژه از وقتی که برنامه های زند ه شروع شده و با استقبال گسترده همراه بوده این علاقه در من بیشتر شده. و من خودم مشاهده میکنم که شور وشوق خود مجریان کانال جدید نیز در کیفیت برنامه ها تاثیر مثبت گذاشته است. و حالا هم که الیا و کیان توانستند برنامه سازمان جوانان را روی آنتن ببرند و به نظرم فصلی نوین را از این بعد در این سازمان با افزدون مخاطبان خود  در این  سازمان شاهد خواهیم بود.

کانال جدید که در ایران به کانال کمونیستها معروف شده را دیگر کمتر کسی است ندیده باشد. شیوه بحث در باره این شبکه این طور است که میگیوند اینها را میبینی،  اینها کمونیستند و برنامه ضد جمهوری اسلامی  پخش میکنند. خود من در یکی ازمناظرات حاضر  بودم. بعضی از برنامه های دیگر شبکه ها تعریف میکردند، اما تایید میکردند که سطح برنامه های کانال جدید بسیار خوب است.

خب کلمه کمونیسم معمولا حساسیتهایی را در جامعه بر میانگیزد. شاید برای همین که نام کمونیسم به میان آورده میشود این فکر تداعی شود که اینها طرفدار مبارزه مسلحانه  و چریکی هستند. این امر در برنامه های ارسالی رنگ میبازد.هیچ خبری از سرود انقلابی فریاد مبارزه مسلحانه نیست. به قول یکی از بچه ه اینها ا با بقیه فرق دارند و اتفاقا این متفاوت بودن در جامعه رنگ کاملا مثبتی دارد.

شاید این برنامه ها آه از نهاد چپ سنتی دربیاورد ولی جوانان و زنان و دانشجویان و کارگران  کاملا از گفتار و رفتار کموینستهای کارگری راضی هستند. چون این امر را  نسبت به خودشان نزدیکتر میپندارند. به ویژه طبقه کارگر  به نظرم ارتباط بسیار خوبی با تلویزیون پیدا کرده و کاملا جمله منصور حکمت را هویدا کرده که کارگران معمولا چپترین جریان جامعه را انتخاب میکنند. شاید نوع گفتار بعضی کارگران با ادبیات کمونیزم کارگری در تضاد باشند اما همین که ظرف اعتراض و خواستهای خود را در کانال جدید جستجو میکنند میتوان پی برد که چقدر مایل به ارتباط و دوستی با حزب هستند.

 

 به جرات میتوانم بگویم که سطح برنامه های کانال جدید که با کمترین امکانات و هزینه انجام میشود از بسیاری برنامه های شبکه های فارسی زبان دیگر بهترو جالبتر است. خودتان قضاوت کنید که شبکه  های دیگر با کلی سودی که در برنامه های خود میکنند چرا هر روز در سطح برنامه سازی نزول میکنند؟ و بعد از این سالها  همچنان درجا زده اند؟ امروز برنامه های شبکه های فارسی زبان به یک دکان تجاری و تبلیغاتی  صرف تبدیل شده است. به طوری که از هر یکساعت برنامه چیزی حدود چهل دقیقه اگهی بازرگانی پخش میشود و بیست دقیقه به پخش ویدیو موزیکهای تکراری  و حرفهای سطحی و گذر خاطرات بی نمک میگذرد که که اگر اینها را هم بگیریم چیزی از برنامه باقی نمیماند (البته یکی دوشبکه مصون هستند). تلویزیونهای سیاسی جریانات راست و تلویزیونهای قومی و یکی دو گروه چپ هم نیز با سطحی نازل و پرداختن به موضوعاتی خارج از خواست جامعه و بی ربط  به واقعیت ادامه پیدا میکنند. کارشان این است که در پشت تریبون پشت  سر هم سخن بگویند و با بدترین الفاظ که در کوچه و خیابان هم چنین سخن نمیگویند شخصیت و هویت برنامه سازی تلویزیونی را کم رنگ نمایند (دعوای شهرام همایون با صدای امریکا و داد و فریادهای بی ربط ایشان برای مساله پرچم و همچنین  برنامه های غیر عادی  شخصی عجیب الغریب به نام داور گواه خوبی بر این ادعا است).

سرودهای ملی و خلقی  و رقصهای کردی و اذری و ملی که حتی از تلویزیونهای چپ پخش میشود هم که نشان دهنده عمق عقب ماندگی این تلویزیونها نسبت به جامعه خودشان است. کانا ل جدید کاملا از این راه و این سبک فاصله گرفته است. برنامه ها کاملا هویت  و انسجام خاصی دارند. سوالات کاملا به روز به درخواست خود مردم صورت میگیرد و کمتر سوالی است که پاسخ نگرفته باشد. مدرنیسم و جوان گرایی  و ازادیخواهی در شعارها و مصاحبه ها کاملا نمایان است. شخصیتها کاملا جالب و  و آرام  و صد البته  با شور  وشوق سخن میگوند. در برنامهای زنده ارامش و متانت حرف اول  مجریان است. اگر کسی قصد مزاحمت و یا پرداختن به موضوعی خارج از دستور را داشته باشد یا به راحتی از آن میگذرند و اعصاب بینندگان را با داد و هوار خراب نمیکنند  و یا با ارامش جواب میدهند (بر خلاف سبک برنامه سازی سلطنت طلبان).

مثلا وقتی میپرسند که کمونیزم امتحان خود را پس داده و یا از کجا معلوم که  شما نیز اعدام نکنید جواب  راحت است . سوسیالیسم نمیتواند از بین برود چون خواست ازادیخواهانه و برابری طلبانه خواستی است که همیشه وجود دارد. و یا اولین جریانی که با اعدام مخالفت کرد حزب کمونیست کارگری  بود.

کانال جدید نماینده مدرنیسم ویک دنیای بهتر دیگر است.درست است که مشکلات مالی نمیگذارد همه آن چه در ذهن و خواست مجریان آن است به خوبی به نمایش در بیاید ولی خیلی راحت میتوان این تعریف را مشاهده نمود. موزیکهای انتخابی  و پرداختن به مسائل جوانان مشخصه بارز ان است. میشود نشست و روی همه این برنامه ها نکاتی را گفت  که شاید در بهتر شدن با همین امکانات بهتر هم بشود،  ولی توجه داشته باشید که این تلویزیون دارد چگونه  حرف یک جامعه را منتقل میکند.  خواستهای ما را منتقل میکند. شیوه های سازماندهی و هدایت به سوی سرنگونی جمهوری اسلامی را برمیشمارد. در حالی که شبکه های دیگر از خلیج همیشگی فارس سخن میگوند. این کانال یک برنامه زنده درباره جان یک انسان عزیز چون فرزاد کمانگر میگذارد و راه های مقابله با اعدام وی را با مردم در میان میگذارد. به سوالات مردم درباره سوسیالیسم  را با زبانی ساده و گیراتوضیح  میگوید و مشخصات جامعه مورد نظر خود را برمیشمارد. و یا چرایی راه برون رفت از اوضاع و خلاصی از دست رژیم وزمینه ای ان را بازگو میکند. ویا درباره رابطه جوانان و مناسبات جنسی سخن میگوید .این کاملا با نرم برنامه های دیگر و  تلویزیونهای دیگر در تضاد است.

 افسوس بزرگ این است که اگر این   کانال جدید به زمین بخورد به راستی چه فاجعه ای رخ خواهد داد. به نظرم یک شکست بزرگ در این برهه زمانی برای  جنبش ما خواهد بود.در حالی که از سویی مدیای راست با برنامه های  ضعیف ادامه پیدا میکند  ما مجبور باشیم  به دلیل مشکلات مالی برنامه های خود را متوقف کنیم. درک  و هضم  آن بسیار سخت است. برای خود من که زیر پوست این جامعه در حال زندگی هستم  و همه مصیبتهای جامعه را در حال مشاهده هستم میتوانم درک کنم که  مشکلات مالی چه درد بزرگی است و چقدر سخت است در حالی که میتوانی بیشتر پیشرفت کنی به خاطر این موضوع باید تعطیل کنی. مثل جوانی میماند که میتواند درباره ازمایشات شیمی به نتایج بهتری برسد و ناگهان به دلیل مشکلات مالی مجبور باشد کشف بزرگ خود که به جهانیان هم خدمت میکند را نادیده بگیرد. کانال جدید هم چنین مشخصاتی دارد .من امیدوارم که دیدو نگاه بینندگان کانال جدید در این حد باشد که بتوانند نقش و جایگاه ان را بفهمند و عدم حضور ان را متوجه باشند. میتوان روی اقدامت مثبتی که میشود از تعطیلی تلویزیون فاصله گرفت بحث کرد.

به نظرم برای   این امر خود کانال جدید باید  برنامه ای مناسب بگذارد  و راه های کسب درامد برای نگه داشتن تلویزیون را پیدا کند. به نظر من  میتوان خدماتی را نیز به کسانی  که به تلویزویون کمک مالی میکنند پرداخت نمود. که کمکهای بیشتری را کسب نمود. مثلا اگر میخواهند شرکت و یا اداره خود را تبلیغ کنند از طریق تلویزیون امکان پذیر باشد و یا همچنین اگر بخواهند با پرداخت کمک مالی در بعضی برنامه ها به عنوان حضور داشته باشند  و بخواهند خودشان مستقیما حرف بزنند  از طریق کانال جدید این امکان به انها داده شود. اینها و نکات دیگر کارهایی است که به ذهن من میاید . به نظرم با ارائه یک برنامه و راهنمایی درست میتوان این مشکل را حل نمود  و بایدهم  این مشکل حل شود تا کانال جدید این کانال انسانیت  و سوسیالیسم همچنان بر قرار باشد.... 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 21:19  توسط وبلاگ نویسان سازمان جوانان کمونیست  |