تبليغاتX
رفقای سجک

رفقای سجک

مدافعان جوان کمونیزم کارگری و دنیای بهتر

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
به دنبال نوشته قبل در مورد حکم حبس عابد  و حاشیه هایی مربوط به ان ایشان  زحمت کشیدندو نوشته ای تحت عنوان خودت باش نوشتند که اگر از همه نکات مامفهموم و گنگ ان خارج شویم که بی شک تفسیری خاص نه به من ونه به هیچکس به دست نمیدهد این ترجمه از خلاصه ان بدست می اید  که ایشا ن توصیه اکید کردند که دفعه بعد یا به ایشان فحش بدهم یا تقدیر نمایم.وگرنه من نه خودم هستم و نه میتوانم  این گونه باشم که در ستون قبلی در حال  یکی به نعل و یکی میخ زدنم.حال من مجبورم چه بکنم و چه بگویم؟.بروم در این وبلاگ با نام غریبه ای مستعار برای اینکه خودم باشم ایشان را به باد فحش بگیرم؟او را یک بسیجی سایق  و سردار زاده دیگر بخوانم؟اگر نگویم  و با وجود انکه من به او نقد دارم من نمیتونم خودم باشم!!!؟
نمیتوانم زیاد از نوشته گنگ و نامفهوم عابد توانچه بیشتر از این بگویم من او را همان طور که هست سعی بر معرفی داشتم.من نه او را قهرمان و نه  دشمن میپندارم.من او  را همان طور که خود میگوید  میشناسم.یک مارکسیست لنینیست  و جنبش او را هم با تمام  نفرتی که از ایرانی بودن  خودش دارد همان ناسیونالیسم چپ ارزیابی میکنم.این نهایت فحش من به ایشان است.نه راستش بیشتر از این توانمندی فحش دادن دارم و نه خواست ان را, من هیچگاه به یاد نمیاورم که در جایی چنین بوده ام که حال اینجا عکس ان  نشان داده ام.و نه اعتقاد دارم که کسی را باید اینگونه افشا کرد و این گونه که او میگوید در برابرش ایستاد.معتقد نیستم که همان حرفهایی که ممکن است در کوچه و خیابان زد را در وبلاگ و کاغذ و کتاب به رشته تحریر اورد.اگر برای عابد چنین فکری  اشکالی ندارد این دیگر فرهنگ خاص خود ایشان است که من نمیتوانم جلوی ان را بگیرم.این که نوع ادبیات ایشان کمونیستی است و برای من بورژوامابانه  و غیر صادقانه دیگر ارزیابیهای من در اوردنیهای ایشان است که خودشان هم به ان افتخار میکنند .مواردی هم در سخنان ایشان هستند که میتوانم جوابش بدهم.هیچ اعتقادی به داخل و خارج  بودن فعالین ندارم.فعالینی که در خارج هم هستند گامهای بسیار بزرگی در جامعه برداشته اند.انها را میل و اراده خودشان نبود که به خارج فرستاد.بسیاری از انها پرونده امنیتی دارند   و بی شک عابد توانچه نمیتواند فکر کند که چه خطراتی را به جان خریدند  که از کشور رفتند.سالهاست که جمهوری اسلامی و سران دوم خرداد ازا ن سخنان در حال بهره گیری است  و انها را خارجه نشین اطلاق میکند. گویی خودشان نبودند که با تهدید و ارعاب زمینه  فرار بسیاری را فراهم نمودند..دوم خرداد  با بهانه خارجه نشین میخواهد خود را اپوزیسیون مشروع نشان بدهد.و  انها را بی اطلاع و نااشنا به شرایط ایران بخواند.با این حال بعد از این همه سال نشون داده شده تحلیلهایی  که خارجه نشینهای بی اطلاع از  شرایط کشور نشان میدهند صدبرابر  داخله نشینان درست تر و واقعیتر بوده است .این که ایشان همه خارجه نشینان از تقوایی گرفته تا اذرین ورضا پهلوی را مثل هم دانستند این دیگر نهایت تحلیل ایشان است.وقتی کسی انسانها را به دودسته داخله و خارجه تقسیم نماید چیزی بهتر از این بدست نمیاید.گویی حال ماهم باید توانچه را با خاتمی یکسان ارزیابی نماییم.اینها نمیتواند تفسیر کمونیستی باشد.نام واقعیش پرت و پلا گفتن است.(شرمنده از گفتن این حرف).مساله بعدی این است که توانچه میگوید این خارجه نشینها  در مقابل افتراهای امنیتی سکوت کرده اند؟نمیدانم باید  مطالب و بیانیه های سازمان جوانان کمونیست و حزب کمونیست کارگری را به ایشان نشان بدهم؟یا خوانده اند خود را کوچه علی چپ میزنند؟در مورد ایرج اذرین  و امثالهم بارها نوشته شده.اما این یک مساله است و جواب انتقام با انتقام مساله دیگر است.ما کمونیستها نه انتقامجو هستیم و نه در پی همان راهی که دیگران کردند.برای من هیچ این مساله حل شدنی نیست که جواب پرونده امنیتی را با پرونده امنیتی جواب بدهم.این یعنی چه؟یعنی همکاری رسمی و یا غیر رسمی با جمهوری اسلامی؟این سنتی عقب افتاده   است که در میان اعضای خود حاکمیت شیوع و رواج دارد که هرگاه به مشکل برمیخورند برای هم پرونده سازی میکنند.برای من چنین امری و کاری  و حتی بیان ان هم سخت است که یک انسان را به باتلاق جمهوری اسلامی بکشانم.نمیدانم عابد چگونه چنین میاندیشد.این کار نه به ما هویت میبخشد و نه در وضع ما بهبودی احساس  میکند.موجی از بی اعتمادی و هرزگی سیاسی رادر جامعه افزایش میدهد.تمام افرادی که ایشان از انها نام میبرد انسان هستند  . و احترام به همه انسانها واجب است.قانون فردی عابد این است که اگر یکی بزنند یکی میخورند ولی قانون انسانی من این است که "من به همه انسانها احترام میگذارم ولی به عقیده ارتجاعی هیچ کس احترام نمیگذارم".من نمیتوانم شخصیت و  یک انسان را خرد نمایم و او را همان طور رسوا کنم که او کرد.من با اعدام و پرونده سازی مخالفت میروزم .حتی اگر  بر علیه شخص خودم  و عزیزترینهایم  چنین بکنند.رفقای خارج نشین من هم بر چنین امری اعتقاد دارند.
به هر صورت همان طور که گفتم و بازهم میگویم  و بازبانی که خودم را نشان میدهدهم میگویم که عابد توانچه بی هیچ قید و شرطی باید ازاد باشد.باید ازادانه نقد کند و هیمن حرفهایش را هر جا که دوست دارد بر زبان بیاورد.من هم حق دارم چه با اسم مستعار و چه اشنا و چه غریبه توانچه را همه جا نقد کنم .حتی در همین شرایط بد روحی برای او مجبورم اینها را بنویسم.. .. .. 
زنده باشی و ازاد
کامران 
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 20:18  توسط وبلاگ نویسان سازمان جوانان کمونیست  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
عابد توانچه  به هشت ماه حبس تعزیری محکوم شد.در حالی که از سویی برای بعضی  این مساله کوچکترین اهمیتی ندارد و برای عده دیگری از دایره چپ همیشه اپوزیسیون چپ(و نه جمهوری اسلامی) حکمی بسیار کم و ناامید کننده برای یک کمونیست  انقلابی فرض گرفته شده او بدون تشکیل دادگاهی  درست حسابی و بدون کیفر خواست واقعی(اگر هم بود بازهم مسخره بود)  به چنین حکمی محکوم میشود  تا هشت ماه از زندان را در بدترین زندانهای ممکن  ایران در اراک سپری کند.
عابد توانچه را شاید بتوان جنجالی ترین وبلاگ نویس چپ فرض نمود.هرچه باشد او  یک سری از بزرگترین کنش و واکنش را در برابر شخصیتهای مختلف در عرصه وبلاگ نویسی را درا ین چند سال اخیر سپری نموده و بارها خود را نقل  و شنود افراد مختلف قرار داده که با توجه به اینکه خود با اسم  از بعضی نام برده  موجب جنجالهای گسترده در مواقع مختلف گشته.او که رفتارها و گفتارهای خودرا تحت پوشش دوری از اخلاقیات بورژوا بانه توجیه میکند همیشه سعی نموده خود را یک  مارکسیست لنیسنیست افشا گر  بنامد.مساله افشا گری های او حتی به کسانی که زمانی برای او درودهای انقلابی میفرستادند هم کشیده  شده است. بعضی نظرات و ارای عابد توانچه نیز در گاهی اوقات که او  تحت عنوان نماینده کمونیست  ومارکسیست داخل کشور نگارش کرده گاه گاهی  مورد توجه   اهالی رسانه نزدیک به چپ قرار گرفته که چون نظرات او معمولا سازماندهی  و نظم همخوانی نداشته و همچنین به صورت تک نفری و بدون دخالت فرد دیگری نوشته شده(با وجود انکه او همیشه از کلمه ما استفاده میکند) هیچگاه نتوانسته مورد راهبرد قرار بگیرد.به طور مثال او در ماجرای انتخابات مجلس ناگهان  سخن از حضور گسترده کمونیستها برای انتخابات  نمود و بسیار به تایید کاندیداهای کمونیست توسط شورای نگهبان امید فراوان داشت.اما دستگیری های گسترده دانشجویان چپ و رد صلاحیت خودیهای جمهوری اسلامی توسط شورای نگهبان از همان  اغاز طرح او را جزونظرات و تئوریهای من در اوردنی   معروف در چپ تبدیل کرد که این چند ساله از ان بسیار شنیده شده است.در حالی که او وقتی چینن طرحی را داده بود از انجا که با لیست مخالفان خودش اشنایی داشت از همان اغاز مخالفان خود را نا اشنا و خارجه نشین و اپورتونیست و غیر کمونیست ارزیابی کرده بود.انگهایی که شاید کم مخالفانش از او نخوردند.مخالفانی که توانچه خود را پیروز در برابر انها میداند و قبل از اینکه با هرکسی دیگر  شروع به جنجالی دیگر بنماید خود تفسیر مینماید که  از سرنوشت دیگران که احتملا با نوشته های اومنزوی شدند درس بگیرند و با او  مقابله نکنند.با این حال توانچه را باید در هنگامه هایی ستود است.او شاید از معدود  افرادی باشد که به صراحت خود را یک کمونیست ساختار شکن فرض نموده و از همین جهت است که عده ای  که شاید  یارای چنین ابرازی در ملا عام را  ندارند و هیمن طور چشم دیدن او را نیز ندارند از اینکه  به زندان افتاده ناله "کم است و باید بیشتر باشد" را سر دادند.به هر صورت همه اینها را اوردم تا نظر خودم را بگویم که من نظرات سیاسی  او و تا حدود زیادی از شخصیت فردی  به هیچ عنوان همراهی ندارم.اما مساله من این است  که مساله نقد سیاسی یک طرف است و دفاع از او در برابر جمهوری اسلامی  سوی دیگر اگر بتوانیم اینها را از هم تفکیکی کنیم  میتوانیم در چنین مواقع نزدیکی و قرابت بیشتری با هم داشته باشیم.مساله این است که عابد توانچه  شاید اگر خودش در این مواقع باشدهمان طور که خودش میگوید مثل خودشان رفتار میکند اما برای من   و برای طرفداران سیاستهای هومانیستی و ازدایخواهانه چینن مساله ای اصل مبارزه بر جمهوری اسلامی را کم رنگ مینماید.اگر بخواهیم  فکر کنیم که باید ایستاد  و در برهه ای از اوضاع از زندانی رفتن بعضی دفاع نمود.چون من با او مشکل شخص دارم و با تئوریهای من در اوردنی توصیف نمود که فلانی ماههای کمی در زندان  افتاده انگاه به نظرم  ذره ای از مبارزه عقب نشینی نموده ایم.مشکلی که همیشه چپ سنتی  و راست  اپوزیسیون ایران در این مواقع خود را نشان میدهد.یادم میاید زمانی امین قضایی  در نوشته ای در همان روزهای اول زندانی رفتن بازداشتیهای دانشجویان چپ معتقد بود که زندانی رفتن دیگران که از چپ نیستند هیچ اهمیتی برای من ندارد. او تنها برای کسانی فعالیت میکند که خودش به ازادیخواهی و فعالیت  انها ایمان دارد.به نظرم اگر چین تئوریهایی در چپ ظهور نماید یک فاجعه بزرگ خواهد بود.همین طور که چنین نظرات تاسف اوری  را اخیرا در قالب شعارهای  طرفداران مقاومت در زندان و یا مخالفین فعالیت علنی و کمونیزم کارگری بارها به زبان رانده شده و کاملا مشخص است که از دستگیرهای اذر سال گذشته  بسیار راضی و خشنود هستند و ان را دست مایه ای  برای ارائه تدریس در باب "تجربه هایی از ماجراهای تلخ  گذشته" و" گامهای ضروری  و سنجیده "ارزیابی کردند.کاملا میتوان خنده زیر لبی  انها را در هنگام زندانی رفتن بسیاری دوستان تجسم نمود(کاری هم به غلط بودن فرضیات انها ندارم)

به هر رو باید از عابد توانچه و هرکسی دیگر بدون قید و شرط حمایت نمود.مهم نیست  که چه میشود و از چه کسی حمایت میکنیم  مهم این است که بدانیم هیچ زندانی سیاسی نباید وجود داشته باشد.این اخرین روزهایی که میتوان  کاری برای عابد نمود را باید با قدرت به  پیش ببریم . از همین حالا  خود را برای دست بالا گرفتن در هنگام  دادگاه های دیگر دانشجویان چپ که از شهریور اغاز میشود اماده کنیم....

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 11:9  توسط وبلاگ نویسان سازمان جوانان کمونیست  |