کامران مزین
در برنامه تلویزیونی “رو در رو” که از تلویزیون پارس پخش میشود، این هفته مینا احدی مهمان برنامه بود و درباره فعالیتهای خود به ویژه سازمان اکس مسلم سخن گفت… فارغ از این بحث در انتهای برنامه به مساله پرچم و نماد های مورد علاقه دو طرف کشیده شد. هنگامه افشار مجری ناسیونالیست از مینا احدی پرسید که چرا با وجود اینکه مکاتب آزادیخواهی ابتدا در ایران رشد کرده اند و هم چنین پرچم شیر خورشید نماد دفاع از زن و زن سالاری است! شما چرا از مکاتب خارجی و پرچم سرخی استفاده میکنید که ربطی به هویت ما ندارند؟ این برنامه در انتها با کمبود وقت به پایان رسید و بیشتر حرفهای مینا احدی به هفته بعد موکول شد. اما در همان زمان کوتاه هنگامه افشار بیشتر وقت سخن را گرفت وچند ادعای جالب نمود که لازم است به آن بپردازیم.
خانم افشار مدعی است که شیر و خورشید به دلیل انکه از هاله های تقدس ماب میتراییسم استفاده میکند خود نماینده دفاع از حقوق زن است و اهورا مزدا و مزدک و مانی نیز بنیان گذاران مکاتب ازادیخواهی و عدالت هستند .ایشان در جواب جواب اولیه مینا احدی که گفت این نمادها در حال حاضر متعلق به هویت سوسیالیستی نیست و متعلق به جریانات ناسیونالیستی و سلطنت طلب است، چنین فاکت آورد که تاج شیر در دوره پهلوی افزوده شد و ربطی به شیر وخورشید اولیه ندارد!
همچنین خانم افشار در جواب میناحدی که تاکید کرد برای من “پارسی” بودن یا نبودن افراد مهم نیست بلکه دفاع از حقوق انسان و بشریت افکار سیاسی ام را شکل میدهد، بازهم تاکید نمود که ایرانیان هستند که بنیان گذاران اولیه صلح و حقوق زن هستند.
به باور من ادعاهای خانم افشار نمونه دیگری از همان تکبر ها و غروهای نابجا ی ناسیونالیسم ایرانی است که همیشه با وجود همه عقب ماندگی اش همیشه خود را در مقام اولیه جهان احساس مینمایند . شعار “هنر نزد ایرانیان است و بس ” در حالی تبلیغ میشود که ایران حتی در همان امپراتوری خودشان و چه هنرهای دیگر هم کمتر از امپراتوریهای روم و یونان موفق بوده اند. در حالی که رومیان و چینیها و یونانیها هیچگاه مثل ناسیونالیسم ایرانی این همه غرور تکبر را نماد خود نکرده اند.
نگاهی به پرچم ایتالیا و یونان و کشورهای قدیمی که بعضا از قویترین کشورهای حال حاضر جهان هستند، هیچکدام اینقدر که ناسیونالیسم ایرانیان خود را در قالبهای شیرو خورشید خدا و الهه میپیچند و ادعای برتری و پیروزی میکند، ندارند. به ویژه انجا مساله پر رنگ میشود که با وجود همه ادعاها ایرانیها همیشه دولتها و حکومتهای مستبد داشتند و مردسالاری و غرور و خود پرستی سرچشمه ناسیونالیسم ایرانی بوده است. کافی است شاهنامه فردوسی را بخوانیم تنا ببینیم چگونه مردان در قامتهای قهرمانان و شیران به تصویر کشیده شدند و زنان که خانم افشار ادعای زن سالاری انها را میکنند به افرادی ضعیف و در بهترین حالت ملکه های دو بهم زن تصویر کشیده میشوند. همین طور همه خارجیان انسانهای دیو صفت و احمق به تصویر کشیده میشوند که میخواهند مقابل ایرانیان با یستند.
برای جواب درباره پرچم شیرو خورشید نیز چند نکته را در جواب خانم افشارقبل از برنامه آینده شان اعلام کنم. اگر بخواهیم هرکدام از نمادهای شیر و خورشید را باز کنیم به جای انسان که هیچ تصویری از آن در این نماد نیست و مشخص نیست با این وجود چرا ایشان ادعای حقوق بشری از این نماد میکنند؟ به هویتهای ساختگی از ایرانیان دست زده استکه نماد تقدس اشیا در برابر انسان است. (شیر که نماد دلاوری و غرور و قدرت ایرانیان است! البته ناگفته نماند که فعلا در ایران حیوانی به نام شیر وجود ندارد. و مشخص نیست اقتباس آن از کجا سرچشمه گرفته است). خانم افشار توضیح نمیدهد که شیر نماد تکبر و قدرت خواهی ایرانیان است و ربط ان به ازادی و صلح چیست؟ در ادامه شمشیری بردست شیر وجود دارد که البته در شیر و خورشید اولیه وجود نداشته و آقا محمد خان قاجار که او را همه جنایتکار بزرگ تاریخ میشناسند به دلیل باورهای مذهبی خودش از شمشیر حضرت علی به ارث برده است که نشان دهد “شیر ما هم ایرانی است و هم مسلمان” و توجه کنید که خانم افشار که خود را مسلمان هم نیمداند در کنار همین پرچم با شمشیر مینشیند. و در جایی دیگر خورشید که از سویی نماد احترام به خورشید و روشنایی نزد ناسیونالیسم ایرانی و جای دیگر که گویی از نسخه احمد کسروی به وجود امده نماد میتراییسم که یک فرشته مقدس در میان زرتشتیان است. آیا این نشانه دفاع از حقوق زن است؟ بی شک چنین نیست. برای ما کمونیستها حضور و نقش زن در جایی نماد دفاع ازا ین حقوق نیست. ما خود را در اوهام و خرافات غیر واقعی گمراه نمیکنیم. فرشته ها مدافعان حقوق زن نیستند و اتفاقا ناسیونالیسم ایرانی نیز مدافع حقوق زن نبوده است.
خانم افشار حضور زن را نشانه ای دانسته برای اثبات ادعای خویش, در حالی که انچه به تصویر کشده شده نه زن که خیالاتی از یک زن افسانه ای است و ربطی به زن ندارد. برای کسانی که از حقوق انسان دفاع میکنند مساله امروز بشریت، انسان و انسانیت در درجه اول قرار دارد و نه هاله های تقدس و اهورای بزرگ که اینها همه خود را بالاتر از حقوق انسان قرار میدهند و انسان و انسانیت به موجود دست چندم بعد از خدا و فرتشگاه و پادشاهان تبدیل میشود.
شیر و خورشید نیز نمادی از ایرانیهای خود پرست و مقدس ماب و پرتکبر ملی مذهبی است که ربطی به واقعیت امروز جامعه و خواستهای اصیل امروز جهانی ندارد.
مینا احدی و ما کمونیستها همچون شیران پرغرور با شمشیر حضرت علی و خورشید تابان مقدس همچون فرشته مقدس میترا در حال فعالیت و مبارزه نیستیم که آن را پرچم خود بدانیم و آن را به جهانیان نشان دهیم.
حقوق کارگران و و زنان و کودکان و آزادیخواهان را نمیتوان با اشیا و کوه و شیر و خورشید جایگزین نمود. حقوقی که ما برای بشریت میخواهیم جهان شمول و متعلق به تمام بشریت است و نیازی به استفاده های نمادین خیالی و قومی هم نیست …
خانم افشار اشاره نمیکنند که شیر و خورشید چگونه میتواند نمادی از حقوق انسان باشد در حالی که تنها هویت یک کشور است و دیگران از آن محروم هستند و به محض استفاده از این نمادها مثلا توسط ترکها و یا عربها فورا با مخالفت ایرانیان و فحش به ناموس و فرهنگ مواجه میشوند. مگر قرار نبود ازادی را برای جهانیان بخواهیم؟ ادعای اینکه حقوق بشر را باید از مزدک و مانی یاد گرفت و نیازی به استفاده از خارجیها نیست جز این است که بگوییم هنگامه افشار حقوق بشر را مترادف ناسیونالیسم ایرانی گرفته است؟ ویا حقوق زن را مترادف میتراییسم گرفته است؟ اینکه میتراییسم مورد علاقه ایشان در کدام سند و مدرکی به دفاع از زن پرداخته مشخص نیست ولی به همان اندازه بی حرمتی به حقوق زنان و دست دوم حساب کردن زن در دوره امپراتوری ایران نیز پوشیده نیست. کافی است تنها به چند تعداد زنان پادشاهان اشاره کنیم و یا دنباله روی زنان از مردان اشاره کنیم. مساله این است که از منظر هنگامه افشار تنها حقوق بشر و دفاع از زن و انسان از میترا اغاز میشود و با همان نیز مسجم میشود.
هنگامه افشار که مدعی است مکاتب آزدیخواهی ابتدا در ایران بوده و نیاز نیست به مکاتب دیگر خارجی دست بیندازیم متوجه نشده که وجود هاله های نور و مکاتب الهی نمایانگر ازادی خواهی وصلح طلبی نیست. انچه امروز سبب شده ما خود را کمونیست بدانیم فارسی نبودن مارکس و یا این مسایل نیست. ما برای این خودمان را کمونیست میدانیم چون تنها در جامعه سوسیالیستی و بی طبقه است که انسانها به حقوق خود میرسند. اگر هنگامه افشار توانست نشانه ای از یک زندگی بهتر و انسانی را در مکاتب مانی و مزدک و یا هر ناسیونالیسم دیگری جستجو کند لطفا ان را به مانشان دهد. ولی تجربه نشان داده که ناسیونالیسم ایرانی، مثل بقیه ناسیونالیسم ها، برایش جان انسانها در کمترین درجه اهمیت قرار دارد.
چرا راه دور برویم. در همین دعواهای اخیر درباره پرچم شیر و خورشید که بین تلویزیونهای لس انجلسی و صدای امریکا به وجود آمد هیچ اشاره ای به انسان و فرد و حقوق انسانها نبود بلکه تنها مفاهیمی چون ناموس و خون و هویت ملی به میان کشیده شد. آنگاه چگونه میتواند حقوق دفاع از ازادی و بشریت را با ناموس و خون ملی تاخت بزنیم؟ به نظرم تصویر واقعی که ناسیونالیسم ایرانی ارائه میکند را خود مارکس به تصویر کشده بود که گفته بود ناسیونالیسم ایرانی از انسان به اشیا سرایت میکند. به راستی نیز آینه تمام نمای این ناسوینالیسم است که حتی آزادی و دموکراسی رابا مقدسات خود گره میزند و انسان را به درجات خاک واشیا و حیوان میبرد.
خارج از مقاله:مقاله سعید تحت عنوان