تبليغاتX
رفقای سجک

رفقای سجک

مدافعان جوان کمونیزم کارگری و دنیای بهتر

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

الیا تابش

 

۱۶ آذر سال 86 ، جمهوری اسلامی ازچندین روز قبل تلاشی همه جانبه را بکار بست تا جلوی برگزاری مراسمی وسیع و سوسیالیستی را در دانشگاه بگیرد ، اما علی رغم دستگیری های و دیگر طرفندهایش این مراسم در شهرهای مختلف اتفاق افتاد و دانشجویان وسیعا در آن شرکت داشت وحتی در سطح بین اللملی هم انعکاس قابل توجهی پیدا کرد.

این اتفاق تاثیر مهمی در فضای دانشگاه و به طور کلی جامعه داشت و مباحث بسیاری را هم بدنبال خود داشت. یکی از مباحثی که تا قبل از این دستگیریها روبروی فعالین دانشجویی قرار داشت ایجاد تشکل سراسری و مستقل دانشجویی بود وهرچند بعد از دستگیریها به نوعی مسیر کلی مباحث از تمرکز و روندی که طی میکرد خارج شد و بیشتر متوجه تلاش برای آزادی دانشجویان دستگیرشده و مقابله با این موج سرکوب شد. تلاش برای آزادی دانشجویان در داخل با اعلام حمایتها و اعتراضات سراسری دانشجویان و در خارج از ایران با فعالیتهای وسیعی که برای جلب حمایت و اعتراض به رژیم و بر پایی آکسیونهای متفاوت انجام شد و تاثیر خود را هم گذاشت به نحوی که اکثر این دانشجویان آزاد شدند و در حال حاضر تعداد کمی هنوز زندانی هستند واین تلاشها میبایست تا آزادی کلیه دانشجویان ادامه یابد . نباید گذاشت عده ای که هنوز در زندان به سر میبرند به فراموشی سپرده شوند ، همانطور که نباید به رژیم اجازه تعرضات و دستگیریهای بعدی را داد.

اما یکی از مشکلاتی که در حال حاضر به طور واقعی در فضای دانشجویی وجود دارد این است که سرکوبهای اخیر رژیم باعث به وجود آمدن فضای اختناق و ترس زده ای در میان فعالین دانشجویان گردد ومانع ادامه اعتراضات و مبارزاتشان درابعاد سراسری تری شود. این فضای بوجودآمده میتواند هم به آزادی هر چه زودتر دانشجویان زندانی لطمه بزند و بالعکس نتیجه دهد وهم مبارزه و اعتراضات دانشجویان را ( که جزیی از مبارزه کلیت جامعه علیه جمهوری اسلامی است) منحرف و کند سازد. جدای از بخشی از این فضا که طبیعی است و به نوعی شوک بعد از این سرکوبها و اعمال فشارها ست اما ادامه این فضا و القا بیشتر غم زدگی تنها عملی که به دنبال خواهد داشت ناله و فغان از این دستگیریهاست و یا تلاش ارتجاعی برخی در جهت کاستن از رادیکالیسم و درجه مبارزات و خواستهای دانشجویان است. کسانی که سعی در بیشتر ادامه دادن این فضا میکنند طوری نمایان میسازند که گویی ضربه جبران ناپذیری به بدنه جنبش دانشجویی وارد شده، و دیگر ادامه مبارزات امکان پذیر نمیباشد . یا سعی در جلوه دادن اینکه گویی این عده و جریانی که دستگیر شده اند تنها بخش مبارزعلیه جمهوری اسلامی هستند و حالا که اینها زندانی یا اخراج شده اند، تعلیق خورده اند دیگر کسی باقی نمانده که مبارزه را ادامه دهد . این عملشان به نوعی آب در آسیاب جمهوری اسلامی ریختن است .یعنی همان نتیجه ای به بار بیاید که مطلوب رژیم است. آنچه در حال حاضر مد نظر جمهوری اسلامی است دقیقا همین است ، واخوردگی و خفقان، رعب و وحشت و ... یا اینکه اینطور نشان دهد که گویی کل بدنه دانشجو در کنار صف کارگران و زنان و ..، معترض نیستند و این یک عده کمی هم که کله شان بوی قرمه سبزی میداد بالاخره دچار سرخوردگی و سکون و ترس شده اند و ..

حضور گسترده دانشجویان در مراسم های 16 آذر و اعتراضات بعد از آن در شهرهای مختلف خود به تنهایی نقض تزهایی از این دست است.

توده دانشجویان برای پیشبرد مبارزاتش میبایست این خط را پشت سر بگذارند . حتی برای آزادی کسانی که در زندان هستند هم تخفیف و کاستن از رادیکالیسم مبارزه عکس نتیجه خواهد داد. اتفاقا بایستی معترض تر از همیشه به میدان آمد. زمانی که دانشجویان مبارزات خود را جدای از دیگر قسمتهای جامعه نداند و صدای خود را رساتر به گوش جامعه برسانند رژیم هم نمیتواند به راحتی به سرکوب آنها بپردازد.

درادامه همین مسیر است که امسال اول مه میبایست دانشجویان پر رنگ تر از هر سال ظاهر شوند و نشان دهند که عقب ننشسته اند. همچنان که تا به حال اعلام کرده اند "کارگر دانشجو اتحاد اتحاد" و یا همانگونه که حمایتهای خود را تا به حال ازحقوق ، خواستها و اعتراضات کارگران بیان کرده اند (همینطور برعکس کارگران هم حمایتهای خود را بیان کرده اند) ، این بارهم دانشجویان میبایست پر قدرت از همیشه این مسئله را پیش ببرند . نشان دهند که ارعابها و تهدیدهای رژیم و دیگرانی که در کنار این صف ایستاده اند، نتوانسته از درجه آزادیخواهی و پیشرو بودنشان بکاهد.

دانشگاهی که 16 آذری به این وسعت را در شهرهای مختلف بر پا داشت اکنون انتظار میرود تا اول ماه مه را هم نه تنها در همان قد و قامت بلکه بسیارپیشرو، رادیکال ، انسانی و اعتراضی به میان آمده و مراسم و تجمعاتی چه در دانشگاه ها و چه در تجمعات خود کارگران در ابعاد وسیع و بصورت توده ای بر پا دارد و شرکت کنند.

فضای حاکم برجامعه این را می طلبد ،جایگاهی که جنبشهای اعتراضی جامعه امروز در آن قرار دارند اینگونه ایجاب میکند. توده وسیع دانشجو باید با حضورموثرو قدرتمند خود شلاق زدن کارگران را محکوم کرده و حمایت خود را از خواسته های کارگران که در حقیقت خواست اکثریت عظیم جامعه است را اعلام کنند ودرعین حال اعلام دارند که خواهان آزادی بی قید و شرط همه زندانیان سیاسی و دانشجویان زندانی هستند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 16:54  توسط وبلاگ نویسان سازمان جوانان کمونیست  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 

نوشته شده در توسط نوید مینائی

در پي دستگيري و شکنجه هايي که فعالين دانشجويي بعد از مراسم هاي روز دانشجوي 86 متحمل شده اند، و سياست هاي وزارت اطلاعاتي اعمال شده بر عليه فعالين دانشجويي،  اين روزها شاهد فضاي بي اعتمادي، اتهام زني و به نوعي شايد بشود گفت سرخوردگي ميان فعالين دانشگاه هستيم. البته اين فضا موقتي است  ولي يک روز آنهم خوب نيست. اين فضاي اتهام زني حتي به وبلاگ ها هم کشيده شد که خوشبختانه به نظر ميرسد دوستان متوجه شده اند و اميدواريم که به آن دامن زده نشود.

اولين چيزي که بايد گفت اينست که فعالين دانشجويي بايد هوشيارانه مواظب اين حقه هاي پليسي باشند. بايد بدانند پليس و وزارت اطلاعات براي سرکوب اعتراضات در جامعه دست به ابزارهاي متفاوتي مي برند. از سرکوب خشونت آميز تا به گلوله بستن، تا دستگيري و شکنجه و ايجاد فضاي بي اعتمادي و شکستن فضاي دوستانه و صميمانه در ميان فعالين، همه و همه از ابزار هاي سرکوب جامعه هستند.

براي خنثي کردن اين سياست پليسي بايد راه کارهاي اساسي تري را جستجوکرد. براي اينکه فضاي ميان بخشي از فعالين دانشجويي عوض شود و روابط صميمانه برقرار شود بايد کار عملي و متحد کننده ايي را پيش برد. همانطور که مي دانيم هنوز تعدادي از دانشجويان در زندان هستند، هنوز تيغ وثيقه هاي سنگين بالاي سر دانشجويان و خانواده هاي آنان هست، کميته هاي انضباطي دست به کار شده اند و تعداد زيادي را همين روزها در شيراز احضار کرده اند. اين ها را بايد به ايجاد فضاي بي اعتمادي ميان فعالين اضافه کرد تا  ضرورت راه حل در مقابل کل اين وضع بيشتر روشن شود.

راه حل تنها و تنها تعرض به اين فضاست. همه ميدانند که با سوگواري براي دوست زنداني و به بغل دستي شک کردن کاري از پيش نمي رود. بايد براي آزادي دانشجويان زنداني و دانشجويان احضار شده و همه مطالبات به حق دانشجويان به حکومت و سياست هايش تعرض کرد. بايد سازمان داد و دست به کار شد. تنها راه از بين بردن فضاي بي اعتمادي و اتهام زني و فضاي غير فعال در ميان برخي فعالين دانشجويي،  سازمان دادن اعتراضات حول مطالبات دانشجويان است. اين مي تواند نشاط و انرژي و اعتماد را به ميان فعالين و توده دانشجو برگرداند و سياست پليس را خنثي کند.

اول ماه مي نزديک است، اين روز از پتانسيل بالايي براي تعرض به جکومت برخوردارست. اين روز همه انسان هاست که خواهان زندگي انساني، امن، مرفه و بهتر هستند  و دانشجويان از جمله بخش هاي معترض جامعه اند که همه اين مطالبات را در سطح جامعه مطرح  مي کنند و بايد با اتکا به قدرت اين روز و قدرت طبقه کارگر در عين حال  مطالباتشان را طرح و خواست آزادي دانشجويان زنداني و همه زندانيان سياسي را پرقدرت تر و با انرژي تر پيش ببرند.

خلاصه اينکه براي آزادي دانشجويان زنداني، براي لغو کميته هاي انضباطي و احکام آنها، براي لغو آپارتايد جنسي و براي خنثي کردن سياست هاي پليسي و براي پايان دادن به فضاي اتهام زني و جاسوس بازي بايد دست به کار شد و متحدانه تعرض را سازمان داد. بدون شک در اين فضاي بي اعتمادي سازمان دادن تعرض کار آساني نيست ولي اين براي جنبش دانشجويي، به خصوص با فضايي که ايجاد شده ضروري و حياتي ست. کساني که مي خواهند و مصمم هستند به اين فضا پايان دهند بايد آستين ها را بالا بزنند و دست به کار بشوند. اعتراضات دانشجويي و بويژه چپ تا اينجا کارنامه درخشاني داشته است و اين تند پيچ که با بازي کثيف پليسي همراه بوده را بايد با موفقيت پشت سر بگذارد که راهش ادامه دادن تعرض و سازمان دهي آن براي نزديک ترين و پرقدرت ترين روز اعتراضي جامعه است. زنده باد اول مه روز جهاني کارگر.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 20:15  توسط وبلاگ نویسان سازمان جوانان کمونیست  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 

فرشاد حسينى

 انتشار فيلم فتنه بهانه اى شد تا يك مبارزه و جدال بين المللى بر سر اسلام سياسى، آزادي بيان و سكولاريسم به اوج خود برسد. اين فيلم در سطح بين المللى توجهات ميليونها نفر را از زواياى مختلف جلب كرده و يك چالش عظيم بين المللي را ايجاد كرده است.

در حقيقت اين فيلم نبود كه ظرف چند ساعت ميليونها نفر را به تماشاى آن كشاند؛ مهمتر از آن موضوع دعوا و جدال بين اسلام سياسى و سكولاريسم بود كه در ابعاد ميليونى مورد توجه مردم قرار گرفته. خود فيلم در واقع چيزى نيست جز ادامه همان روندى كه با فروپاشى بلوك شرق و پايان جنگ سرد و تعرض وسيع و عنان گسيخته بورژوازي به چپ و كمونيسم و ايده هاى آزاديخواهانه و عروج نظم نوين جهانى آغاز گشته و پس از ١١ سپامبر به اوج خود رسيد. فيلم فتنه نه رعدى در آسمان بى ابر است و نه اقدام جنون آميز يك ديوانه. ادامه يك روند عميق سياسى اجتماعي فرهنگى است. روندى كه محورش انسان نيست. مذهب و قوميت و نژاد و قبيله است. محورش نسبيت فرهنگى و تبديل جامعه به موزائيك هاى مذهبى، قومى است. روندى كه خود چسب مشترك اسلامگرايان، نظم نويني ها و راسيسم اروپا محورى چى ها، عليه چپ و سكولارسيم و انسانگرايي است. روندى كه راست در يك جبهه واحد اما در سنگرهاي مختلف، عليه كمونيسم و چپ و ايده هاى آزاديخواهانه و برابري طلبانه مبارزه ميكند. اين واقعه را حزب كمونيست كارگرى در كنگره ٦ به روشنى تحليل و پيش بينى كرده بود.

در جريان انتشار فيلم فتنه ما شاهد يك تعرض گازانبرى و سه جانبه از سوى كمپ و اردوى ارتجاع و بورژوازي به سكولاريسم و انسان گرايي بوديم. اسلام سياسي، نظم نوينى ها و راسيسم اروپا محور همزمان با هم، انسان و آزادى و برابرى را آماج يورش هاى بيرحمانه خود قرار دادند. فيلم فتنه بهانه اى شد تا اسلام سياسى امتيازات بيشترى بگيرد. آزادي بيان محدودتر شود و عملا عليه آن بيانه و قطعنامه صادر شود. خود فيلم برخلاف ادعاى ظاهرى اش ربطى به نقد و مبارزه با جنبش اسلام سياسى ندارد. برعكس كاملا در خدمت اين جنبش كثيف و جنايتكار قرار دارد. فيلم فتنه نه تنها اسلام سياسى را زير ضرب نميگيرد بلكه دقيقا به دليل اينكه از يك دريچه تنگ و محدود راست و ارتجاعي و راسيستى به مسائل نگاه ميكند، اسلام سياسى را از زير ضربه خارج ساخته و مسلمانها (به عبارت درستتر مردم منتسب به اسلام که اغلبشان خود قربانيان اسلام سياسى هستند و وارد اروپا شده اند) را زير ضرب ميبرد. فيلم فتنه بهترين كادوى راسيسم اروپا محور به اسلام سياسى بود.

راست ها به هم زمينه ميدهند

تحليل ما همواره اين بوده كه اسلام سياسى محصول دولتهاى غربى براي تقابل با چپ و كمونيسم و آزاديخواهى بوده است. از خمينى تا بن لادن، و از حماس تا القاعده همه اين باندهاي تروريسم اسلامى دست ساخت دولتهاى غربي است. ميلياردها دلار هزينه كردند و مدارس آموزشى ايجاد كردند و سالها با آموزش سياسى ايدئولوژيك، اين باندها را تسليح و آماده كرده و به جان مردمى انداختند كه آزادي ميخواستند. برابرى وحقوق انسانى و سوسياليسم ميخواستد. ماموريت اين باندها كه تمام شد اسلحه هايشان را زمين نگذاشتند به خانه هايشان بروند. ماندند و پرمدعى تر از قبل سهم بيشترى خواستند. براى سهمگيرى ١١ سپتامبر را ساختند و از اين دوره تقابل دولتهاي غربى با اين بخش تروريسم اسلامي عصيانگر شروع ميشود. اما براى مقابله با اين بخش شورشى اسلام سياسى باز سراغ جريانات اسلامى رفتند. بخش معتدل و حرف گوش كن را علم كرند. حسابشان را از فاندامنتاليسم و تروريسم اسلامى جدا كرده و زير چتر نسبيت فرهنگى امتياز و باج دادند. در كشورهاي اروپايي برايشان مدارس و مساجد اسلامی درست كردند. ملاها و آیت الله ها را بعنوان سخنگویان و نمایندگان "مسلمانان" پشت میکرفونها قرار دادند. چشم خود را بر روى جنايات و قتلهاى ناموسى كه در اروپا رواج پيدا كرده بود بستند و در مقابل تلاش کردند دادگاه ها و قوانین اسلامی را بر زندگی "مسلمانان" ساکن غرب مسلط کنند. بعبارتى زمين دادن به جريانات اسلامى در غرب، خط و سياست رسمى دولتهاى نظم نوينى است كه تا كنون نيز بر اروپا مسلط است. اما راسيسم اروپا محورى خارجى ستيز نيز به جريانات اسلامي زمينه و ميدان ميدهد. برايشان فرش قرمز پهن ميكند تا نظم نوينى ها بعنوان شيرينى برايشان قطعنامه ممنوعيت توهين به اديان صادر كنند.

حقايق ناگفته در فيلم فتنه

فيلم فتنه جنايات ترورسيستهاي اسلامى در غرب را دستمايه اى ميكند تا بر روى جنايات ٣ دهه اسلام سياسى كه با كمك دول غربى در كشورهاى اسلام زده انجام گرفته، پرده بكشد. قربانيان اسلام سياسي را مورد هدف قرار ميدهد. اين حقيقت را نشان نميدهد كه اسلام سياسى قريب به ٣٠ سال است هر روز در خيابانهاى تهران و كابل خون به صورت جامعه ميپاشد. مردم را با جرثقيل به دار آويزان ميكنند. به صورت زنان اسيد ميپاشند. سر زن ها را بخاطر رابطه جنسى قطع ميكنند. چشم در مى آورند. دست و پاى مردم را قطع ميكنند. نميگويد كارگر معترض كه حقوق خودش ميخواهد را چگونه با استناد به قوانين شريعه به شلاق ميبندند. بخش وسيع و تكان دهنده اى از جنايات اسلام سياسى را فاكتور ميگيرد. هيچ دولت اسلامى را به نقد نميكشد. جمهورى اسلامى از زير تيغ نقد كنار گذاشته ميشود. نقدش به جمهورى اسلامى جايي است كه ميگويد "دنيا را فتح خواهيم كرد". در انتها اين قربانيان اسلام سياسى اند كه زير سرزنش و نقد فيلم قرار ميگيرند. مثل اينكه كسى در مورد جنايات هيتلر فيلمى بسازد و بعد آلمانيهايي كه با هيتلر جنگيده و مجبور به فرار شدند را نشان دهد و آنها را سرزنش كند. فيلم ويلدرز هزاران انسان چپ و كمونيست و سكولار و ضد دينى را كه سالها با اين نظام اسلامى مبارزه كرده، شكنجه شده را در كيسه آمار مسلمانها قرار داه و نمودارش را بالا ميكشد و نتيجه ميگرد اينها را از اروپا بيرون كنيد. توضيح نميدهد كه اينها چرا از زير حكومت الله و آيت الله ها فرار ميكنند. تمام نقدش به اسلام سياسى اين است كه اينها ميخواهند دنيا را فتح كنند. مشکلی با این حقیقت ندارد که در جاهايي كه فتح كردند چه بلايي سر مردم همان ديار آورده اند. نميگويد در جايي كه حكومت ميكنند با چه وحشيگرى و جنايتي حجاب بر سر زنان نگه ميدارند.. از دختران و كودكان مسلمانى كه قربانيان ٢٤ ساعته جريانات اسلامى اند و زير دست و پاى سنتهاي ارتجاعي له ميشوند حرفى نميزند، سنت هايي كه به يمن تلاش عمو زاده هاى ويلدرز يعني نسبيت فرهنگ چى ها، به "فرهنگ بومى و قابل احترام" آنها تبديل شده است. به نسبيت فرهنگى نقد ندارد. از دولتها و سازمان هاي جاسوسى دولتى كه اين باندهاى تروريست اسلامى را ساختند، آموزش دادند، كلامي حرف نميزند. منافع معين سياسى ايجاب ميكند كه تمام حقايق بيان نشوند. اما نقد عميق نقدى است كه تلاش ميكند به تمام حقايق نزديك شود. اين فقط ويلدرز نيست كه اين حقايق را از فيلم خود مخفى ميكند. كل سه جناح ارتجاعى بورژوازي با تمام شاخه های "افراطی و غیر افراطی" شان (اسلامگرايان، نظم نوينى ها و راسيسم اروپا محور) سعی میکنند این حقایق را از چشم مردم پنهان کنند. هر سه جناح در نهايت در يك موضع و سياست ارتجاعى و ضد انسانى قرار ميگيرند. موضعى كه هم خطى سياسي هر ٣ جناح را در خارج كردن كل اسلام سياسى از زير ضرب نقد راديكال و هم پيوستگى و هم ريشه اى كل اين جناحها با هم را نشان ميدهد. اسلامگرايان به دنبال بسط و گسترش مراكز اسلامى و جارى كردن اسلام در زندگى روزمره پناهندگان و مهاجرين هستند. نظم نوينى ها دست نوازش بر سر جريانات اسلامي كشيده و براى جبران آزرده شدن شان، از دست آوردهاى دهها سال مبارزه مردم در غرب خشش ميكنند. به سادگى از كيسه خليفه، آزادي بيان را تقديم جنبش اسلامى ميكنند. راسيسم اروپا محور نيز در نهايت به اين نتيجه ميرسد كه مرز و قلمرو جغرافيايي خود را از وجود قربانيان و فراريان اسلام سياسى منزه سازند.

تقويت اسلام سياسى

فيلم فتنه تا همينجا موجب تقويت چشمگير اسلام سياسي شده است. پيامدها و عواقب سياسى بعد از انتشار فيلم ميرود تا توازن قواي بين المللى كه پيش از اين به نفع سكولاريستها در حال شكل گيري بود به نفع جريانات ارتجاعي اسلامي تغيير دهد! جريانات اسلامى به تكاپوى شديدي دست زدند. تمام جناحهاى اسلاميون متحدا به صف شدند. يكي تهديد به ترور و سر بريدن ميكند، ديگرى كار لابيستى ميكند، تظاهرات فراخوان ميدهند، و صاحبان سرمایه متعلق به این جریان هم متوسل به فاكتور تحريم اقتصادى و تهديد تجاري شدند. از سوى ديگر در غرب، كمپين وسيع دلجويى از اسلام و تفكيك اسلام خوب از اسلام بد به راه افتاده است. جنبش اسلام سياسي امتياز گرفت. دستهاي نوازش بر سر اسلام سياسي معتدل اكنون به قطعنامه هايي براى زدن زير آزادي بيان و محدود كردن آن تبديل شده است.

مهمترين مولفه در تقويت اسلام سياسى در واقع همان اقدام سازمان ملل و وزراي اتحاديه اروپا در ايجاد محدوديت براى آزادي بيان، تحت عنوان ممنوع كردن توهين به اديان است. اين امتياز بزرگى براي جريانات اسلامى است. دروازه بزرگى را براى ورود جانواران اسلامى باز كرده و بر روى سكولاريستها و آته ئيستها و سوسياليستها و منتقدين مذاهب ميبندند. موانع بزرگى را بر سر نقد مذهب و ايدئولوژي و مكاتب ايجاد كردند. هر چند كه اين نخستين بار نيست كه دست نوازش بر سر اسلام و مقدسات دينى ميكشند اما در بطن يك جدال عظيم جهانى و با صدور قطعنامه كاملا روشن است كه اين بار فرش قرمز زير پاي اسلام سياسى پهن كرده اند.

در اين فضاي مدال و امتياز دادن به جريانات اسلامي، جمهورى اسلامي شديدا به تحرك و پادويي سياسي براي كسب مشروعيت خود دست زده است. جمهوري اسلامي تلاش ميكند از اين امتيازات بعنوان نماينده سياسى امت مسلمان دنيا، استفاده كند. سكولاريسم را در موضع سخت دفاعى انداخته اند. بخشى از سكولاريستها در بهت و سردرگمى قرار گرفته اند. در تبليغات وسيع ميديايى احترام به افراد و انسان ها جايش را به احترام به عقايد و ايدئولوژى ها و مكاتب ميدهد. قطعنامه سازمان ملل عملا آزادي بيان را بي محتوا ميكند. آزادي بيان اساس اش نقد مذهب و ايدئولوژي و مكتب و سياست است. اين روند پيشروى اسلام سياسى و محدوديت آزادي بيان، اگرچه عملا با بهانه فيلم فتنه انجام گرفت، اما مسيرى بود كه از مدتها پیش داشت طى ميشد. تقويت اسلام سياسى معتدل خط و سياست رسمي دول غربى بوده. اما اكنون تلاش ميشود كه اين سياست را به يك نرم جا افتاده در تبليغات و افكار عمومى بدل سازند.

وظايف پيشا روى كمونيسم كارگرى

فيلم فتنه و وقايع حول آن در عين حال يك حقيقتي را نيز به روشنى نشان داد. و آن اينكه نقد و مبارزه با اسلام سياسى و دفاع از سكولاريسم تنها كار چپ و كمونيست هاست چرا كه براى دفاع از سكولاريسم بايد كل جریان و جنبش راست را زد؛ بايد سياستهاي كل اردوى نظم سرمايه جهانى را از زاويه انسانى نقد كرد. این ماجرا نشان داد كه در دنیای امروز تنها کمونیسم کارگری میتواند بشریت و آزادیخواهی را در برابر کل اردوگاه بورژوازی جهانی با همه گرایشات و جنبشهای ارتجاعی اش نمایندگی کند. نشان داد كه دفاع از مدنيت و سكولاريسم و انسان دوستی تماما بعهده ما كمونيستهاست. نشان داد كه بدون محور قرار دادن انسان در هر نقدى، اردوها و كمپ هاى هار ارتجاعى ديگرى تغذيه و تقويت ميشوند.

در شرايط كنونى وظايف خطيرتر و سنگين ترى روى دوش ما كمونيست ها قرار گرفته است. يك مبارزه در ابعاد مركبى در مقابل ما قرار گرفته است. بايد در هر سه جبهه جنگيد. هم جواب جنبش اسلامی را داد. هم نظم نوينى ها را نقد كرد و هم جواب راسيسم اروپا محورى را داد.

هم اكنون توجه ميليونها نفر به موضوع دعوا جلب شده است. دنيا نيازمند ديدن و شنيدن راديكال ترين و انسانى ترين نقد است. دنيا ميخواهد يك جواب انساني و راديكال به مسئله جنبش اسلامی داده شود. جوابى كه نفعى به جيب جريانات اسلامى نريزد. راسيسم و مسلمان ستيزى را تقويت نكند. و اسلام سياسى را از زير ضرب بيرون نياورد. جوابى به تمام تركش ها و تشعشعات كثيف بورژوازي. جوابى كه در انتهايش پيروزى انسانيت اعلام شود نه اسلامگرايان يا راسيستها. در انتهايش آزادى باارزش شود نه قرباني. دنيا بيش از هر زمانى به يك رنسانس ضد اسلامي نياز دارد. پرچم اين رنسانس در شرايط كنونى تنها دست ما كمونيستهاى كارگرى است. امروز بيش از هر زمان ميتوان ديد كه در غياب كمونيست ها، در غياب نقد راديكال و انساني از دنيا و كمپ هاي ارتجاعي بورژوازي، در غياب نقد سوسياليستى به مذهب و ناسيوناليسم و دمكراسي، در غياب كمونيسم كارگري، دنیا به سرعت در هر تند پيچى به چه منجلاب مشمئز كننده اى ميتواند بدل شود. *


 

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 19:56  توسط وبلاگ نویسان سازمان جوانان کمونیست  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

رها رد عزیز عضو جدید این وبلاگ است که بعد از مدتها دوباره  شروع به نوشتن کرده .امیدواریم در اینده  این وبلاگ  بتواند  طیف فعالتر از  کمونیستهای کارگری را به خود بکشاند  وبتوانیم از پدیده وبلاگ نویسی به بهترین نحو استفاده کنیم.رها خود در وبلاگش مینویسد:

خوشحالم که بازم شروع به نوشتن کردم و دوباره می توانم از اتفاقهای اطرافم حرف بزنم. درسته تو این مدتی که دور از خواندن و نوشتن بودم، ولی همیشه درگیر مسائلی بودم که خواه یا ناخواه با انها در ارتباطی و مثل یک زنجیر به زندگیت متصل است. اتفاقهایی چون فقر، تن فروشی، اعتیاد و همه محدودیتهایی که در جامعه داری.
فقر با انسان چه کار میکنه و او را به کجاها می کشونه!! بارها با خودم فکر میکنم که چرا در جامعه ای که زندگی میکنم بیشتر مردم در فقر و فلاکت بسر میبرند- در صورتی که این کشور دارای منابع طبیعی و امکانات فراوانی ست- فقری که به دنبال خود هزاران بدبختی مثل روانی کردن انسانها، از خود خودبیگانگی، اعتیاد، تن فروشی و..... به همراه دارد.
خیلی آزار دهنده است حتی فکر کردن درموردش.

به هر صورت  اکنون  رها تصمیم گرفته در مرود این مسائل هم فکر کند و بنویسد .توضیح و تفسیر اتفاقات جامعه  و اطلاع رسانی ان امریست مهم  که   رها  دوباره به ان رسیده.این شما  و این مطلب  ترک اعتیاد اسلامی از رها رد عضو رفقای سجک

 

 

در شهرهای مختلف ایران کلاسهایی تشکیل شده است که به معتادین و خانواده انها کمک میکند که اعتیاد خود به مواد مخدر را ترک کنند . افرادی با این معتادان در ارتباط هستند که به اصطلاح راهنمای آنها می باشند. (راهنما شخصی است که در بیرون و داخل این جلسات با معتادین در ارتباط است و فرد معتاد برای انجام کارهای خود و قبل از تصمیم گرفتن با ید با راهنمای خود مشورت کند و طبق نظر راهنمای خود عمل کند.)معتادان بعد از ترک اعتیاد خللهایی را در زندگیشان احساس میکنند که راهنمای آنها چیزی به نام نیروی برتر به نام خدا جایگزین ان میکنند و به آنها این تلقین را میکنند که توسط این نیروی برتر می توانند هر کاری را بکنند. این نیروی برتر میتواند هر چیزی باشد مثلا درخت ، گل، ماشین و...یک بار در این کلاسها شرکت کردم. روال این جلسات به این شکل است که نیم ساعت رهبران جلسه سخنرانی میکنند و بقیه جلسه شرکت کنندگان می توانستند از احساساتشان صحبت کنند. من وقتی به صحبتهای دوستان گوش می دادم ، می دیدم مثلا از 10 کلمه ای که حرف می زنند 8 تای ان به امید خدا ،خدا به ما کمک کرد ، خدا را شکر و از این جور کلمه ها بیان میکردند. من که از بیرون به این جلسات و کلاسها نگاه می کردم می توانستم این را حس کنم که کسانی که در این جلسات شرکت کرده اند به دنبال مکان وافرادی هستند که بتوانند از انها کمک بگیرند. ولی متاسفانه روال کاری این جلسات را طوری دارند پیش میبرند که از طریق این کلاسها و جلسات، اسلام و مذهب خود را به مردم تزریق می کنند .در پایان هر جلسه ای دایره ای تشکیل می دادند که دعا و نیایش می کردند و یکدیگر را در آغوش میگرفتند که به قول خودشان به هم انرژی بدهند. وقتی با افرادی که در حال ترک بودند صحبت میکردم از دنیایی حرف می زدند که در زمان معتاد بودنشان از این دنیا دور بودند . از مشکلاتی حرف میزدند که روزانه با آن در گیر بودند و آنها را می توانستند ببینند در صورتی که وقتی به مواد آلوده بودند باز هم این مشکلات را داشتند و به قول خودشان مواد این اجازه را به آنها نمیداد که چیزی دیگر را ببینند و درک کنند .از زبان یکی از دوستان شنیدیم که میگفت این رژیم مثل نقل و نبات مواد مخدر را بین جوانها پخش میکند که دغدغه زندگیشان برای بدست آوردن مواد باشد و نتوانند به مشکلات دیگری که این رژیم و دولت برای جوانها به وجود آورده بپردازند و همیشه با این کار آنها را از مسائل روزمره زندگیشان دور نگه میدارند.ببینید که چطور با این بیماران برخورد میکنند و در برابر خللها و نیازهایشان نسخه تجویز میکنند. دوستانی بودند که بعد از ترک اعتیادشان از کمبودهایی حرف میزدند که به آن نیاز داشتند. کمبودهایی مثل سکس ، ارتباط با جنس مخالف خود و ... پاسخی که در مقابل این نیازها داده میشد این بود که نباید این گونه ارتباطها را داشته باشند. برای اینکه براشان سم است و امکان لغزش را برای آنها دارد و بهترین راه را ازدواج معرفی می کنند. و به افرادی که قصد ازدواج ندارند میگویند باید به امید خدا نشست و صبر کرد. و قتی قادر به پاسخ دادن نیازهای انسانها نیستند انها را به یک دنیای دیگه و خیالی موکول میکنند
+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 18:39  توسط وبلاگ نویسان سازمان جوانان کمونیست  |