کامران مزین
شکی نیست که پیدایش جریانات مختلف چپ دانشجوی در سراسردانشگاه های کشور بسیار مهم و مثبت است که یک ضربه محکم به جمهوری اسلامی و جریانات راست اپوزیسیون وارد کرد که با وجودسیاست ارعاب و وحشت و همچنینی ترساندن جامعه و دانشگاه ها از کمونیستها امروز در همه جا این جریان به عنوان یک نیروی واقعی و تاثیر گذار حضور دارد.این امر را به فال نیک مینگیرم و معتقدم باید در بالنده نمودن و همچنینی موازی کردن این جریانات مختلف با یکدیگر و وسراسری کردن ان برای تشکیل یک تشکل دانشجویی قوی و پرقدرت کوشا باشیم.البته تشکیل این گروهها هم به دلیل نوپا بودن و بی تجربگی دچار نوسانات گوناگونی است که در صورت عدم گوشزد نمودن ان ممکن است این رفقا در همان شروع به جریانات حاشیه ای و کم تاثیر در دانشگاه تبدیل نمود.لزوم مطالعه و جدیت وهمچنینی واقع بینی از مهمترین کارهایی است که چپ دانشگاهی به ان نیاز دارد.برای رسیدن به این امر به نظرم دو خطر جدی وجود دارد که که متاسفانه های رگه هایی از ان در بدنه چپ داشنگاهی هنوز وجود دارد.یکی راست روی وچرخش به سوی جریانات راست و دیگری توهمات و خیال پردازیهای چریکی که تحت القائات چه گوارایی سر باز کرده است..در همین دستگیری های اخیر دانشجویی نیز این گرایشات خودشان را توجیه میکنند تا از قدرت و صلابت کمونیسم بکاهدو انها را به جریاناتی خیال پرداز یا دنباله روی راست دموکراتیک هدایت نماید..میبینیم که به بهانه خطر امنیتی یا محافظه کاری انقلابی و چنین فرضیاتی سعی میشود دانشجویان را یک جریان ضد امپریالیست و طرفدار حقوق صنفی جای دهد و از سوی دیگر مشاهده میکنیم که به بهانه این دستگیریها مساله بازگشت به زیر زمینها و مبارزه مخفی مسلحانه و یا کاملا مخفی را پیشنهاد میکنند که اگر بدانیم که ازچه جامعه ای و در چه مکان و زمانی سخن میگوییم پایه حرف انها یک خود کشی محض است.مساله دیگر که اینجا من میخواهم روی ان متمرکز شوم شناخت ملزومات تشکیل یک گروه و اهداف و برنامه ها و تعریف و تبیین فعالیت دانشجویی برای خود و داشنجویان است .نیاز است که به کار های خودمان جدیت بخشیم و مثل انچه دانشجویان چپ اصفهان انجام دادند سر سری و گذرا شتابزده از خیلی مسائل
نگذریم.مثلا وقتی میخواهیم منشور و اهداف خودمان را بیان کنیم ابتدا باید منشور را حداقل برای خودمان تعریف کنیم .وقتی یک جریان سیاسی مانیفست خود را بیرون میدهد سعی میکند مباحثی را عرضه کند که هم ضروری باشد و هم اسیر تناقضات و مفاهیم گنگ و نادرست نشود.چیزی که منشور دانشجویان چپ اصفهان فاقد ان است و یک قیافه گنگ و بیهدف را نمایندگی میکند.اصول تشکل یابیش مشخص نیست و به طور کلی مشخص نیست ربط ان به سوسیالیسم غیر بورژوایی چگونه است؟بیشتر یک جریان راست را میماند یا بهتر بگویم یک جریان چپ در داخل جنبش ملی اسلامی و هیچ گونه تلاشی نمینماید خود را با سوسسیالیسم بورژوازی متمایز کند.همچنین در همین شش بندی که ارائه کرده مسائلی را ذکر میکند که لزوما ضرورتی برای بیان ان نیست بگذارید برای اثبات این موضوع تمام این شش بند را بخوانیم و توضیح دهیم.
1." اساس تمام فعالیت های دانشجویی انسانیت است"
اینجا مشخص نیست چنین تعریفی از کجا الهام گرفته است.توضیح و سند ان چگونه است؟برای جواب میتوانم بگویم که اتفاقا بسیاری گروه های دانشجویی هستند که فعالیتهایشان غیر انسانی هستند و جزو عقب مانده ترین و سازشکارترین جریانات دانشجویی محسوب میشوند.صرف دانشجو بودن و یا فعالیت دانشگاهی انسان دوستی کسی را کسب نمیکند.من سوسیالیسم را جنبش باز گرداندن اختیار به انسان میدانم و معتقدم تا وقتی جنبشهای دانشجویی از این مجرا نگذارند معلوم نیست چه بلایی سر انسان میاورند.اساس اینکه این دانشجویان متشکل شوند جیزی را حل نمیکند و به طور کلی سودی نیز برای انسانیت و انسان ندارد.
۲.ما مدافع آزادی کامل و بی قید و شرط بیان ، برای کلیه گروهها ی فکری اعم از اصلاح طلب ،اصول گرا ، لیبرال و سوسیالیست و .....هستیم.معتقدیم عقاید مختلف باید حق ابراز وجود داشته باشند و از امنیت اجتماعی برخوردار باشند و با هر عاملی که آزادی بیان را برای هر نوع عقیده ای محدود کند مخالفیمدر اینجا مشخص نمیشود منظور از حق ازادی بیان با جمهوری اسلامی است یا یک نظام ازاد و برابر؟مشخص نیست این عزیزان معتقدند که اصوگرایان ازادی خودشان را بیشتر از این بکنند یا در جهان سوسالیستی باید به این جریانات امکان نقش و سخن و تشکل داد؟.مساله دیگر اینجاست که خیلی مسائل در این منشور فراموش
میشود.از جمله ازادی زندانیان سیاسی و حق تشکیل گروه های سیاسی و صنفی مختلف و غیره ولی ناگهان برابری با دوم خردادیها و اصولگریان در حرف و سخن به میان اورده میشود..امر ازادی بی قید و شرط بیان امری است مثبت و بسیار مهم و مورد حمایت من است اما ان چیزی که مشخص است که چنین امری در جمهوری اسلامی علی السویه است و در یک نظام سوسیالیستی هرچند حق بیان کسی نقض نمیشود اما برای سران جمهوری اسلامی حق این است که ابتدا حرف خود را در دادگاه عرض نمایند.از سوی دیگر این منشور در هیچ جا مرز بندی با جریانات راست ندارد.درباره اقتصاد و فقر و نظام سرمایه داری به طور کل خاموش است ولی هوای همه جریانات راست را نیز دارد
.۳ "ما مدافع حقوق حقه ی مردم از جمله دانشجویان ، معلمان، کارگران و سایر اقشار جامعه هستیم نه طرفدار آنان که قدرت و سرمایه را در انحصار خود دارند."
این قسمت تا حدود زیادی درست است.اما مشخص نمیشود این اعلام حمایت در چه حد است.تا چه میزان توانایی حمایت کردن را دارند.چگونه میخواهند به ان عمل ببخشند.میزان رابطه با اقشار دیگر جامعه و همچنین مرز بندی با طیفهای حامی سرمایه از جمله جمهوری اسلامی در هیچ جا مشخص نمیشود. و اتفاقا بسیار سعی میشود که از حقوق انها نیز همان طور که در بند پیش امد و در زیر هم ادامه پیدا میکند دفاع نمایند.مشخص است که وقتی میخواهید از حقوق کسانی دفاع نمایید باید نوع حمایت را نیز باید مشخص نمود .به ویژه از انجا که چنین دفاعیاتی را هر جریانی چه راست باشد و چه چپ میتواند به طور زبانی بیان کند باید مشخص نمود که اصولا این دفاع در چه حول و حوشی امکان پذیر
میباشد...
. ما مخالف هر گونه تبعیض و بی عدالتی در هر سطحی از زندگی اجتماعی هستیم و با تمام توان در جهت برقراری برابری
نژادی وبرابری مذهبی مبارزه می کنیم.
این قسمت منشور وضع حال این گروه و چرخش به راست انها را نشان میدهد.به نظر میرسد در اینجا حتی عقب مانده تر از اپوزیسیون راست حرکت میکنند که حداقل امروز سکولاریسم و جدایی دین از مذهب را در ظاهرخواستار
هستند.در خط اول ما با عبارت گنگ مخالفت با هرگونه تبعیض و بی عدالتی در زندگی اجتماعی مواجه ههستیم و خط دوم این امر را به برابری نژادی و برابری مذهبی گره زده است که تاسف انگیز است و مشخص نیست حتی در همین برابری مذهبی جایگاه بیخدایان در کجا قرار دارد.یک اصل مشخص کمونیستی و به ویژه در حال حاضر که این مسائل بسیارجنبه مهمی پیدا نموده این است که به مذهب و نژادی کسی کاری ندارد..خواستار قومیت زدایی(ونه برابری قومیتها و نژادها)است.همان طور که شعار تنها یک نژاد انهم نژاد انسانی را بلند نموده. و در جایی دیگراین رفقا از سکولاریسم به برابری مذهبی پای گذاشته اند.یعنی به همان درجه که به دین اسلام حقوق و امکانات میدهند به طور برابر به مذاهب مسیحی و یا یهودی هم اعطا کنند که به ان کثرت گرایی میگویند.اینها همه نشان میدهد که یا دوستان ما ازادی و برابری رارا اشتباهی گرفته اند و یا عدالت اجتماعی و برابری مذهبی ونژادی را با ان تاخت زده اند.ادامه نیز همین را دنبال میکنند .
5. ما هرگونه آپارتاید جنسیتی را به شدت محکوم کرده و از مبارزات پر شور زنان از جمله کمپین یک میلیون امضا برای رسیدن به حقوق اولیه شان حمایت می کنیم .
دربند پنج کمی تغییر رویه داده و اپارتاید جنسی را به شدت محکوم کرده اما به نظر میرسد برای بر انداختن ان خیلی کوشا نیستند و مبارزه پرشور زنان را به فعالیت رفرمیستی کمپین یک میلیون امضا تقلیل داده اند.کمپینی که نه تنها در هیچ بندش به اپارتاید جنسی به طور کامل اشاره نمیکند بلکه از بسیاری حقوق زنان هم چشم پوشی میکند.هدفش این است که امضاهای جمع شده را خدمت مراجع عظام و بعد مجلس شورای اسلامی ببرد.ایا این است مبارزه پر شور زنان؟بانیان این طرح زمانی نه چندان دور خود در مبارزه علیه زنان و به دست دادن حجاب به انها کوشا بودندو یا حداقل بسیاری از انان در ان هنگام منفعل و خاموش تنها نظاره میکردند.برای چپ چنینی کمپینی محلی از ازادی و شورمندی ندارد.سراسر تاکتیک و هدفش منفعلا نه است.حقوق ابتدایی چون حجاب در ان حذف شده و مشخص نیست با رهبران نه چندان پی گیر ی چون شیرین عبادی و نوشین احمدی خراسانی و ...عدم اتکا به توده های زنان در هنگام مبارزه به چه سرنوشتی دچار
شود.چپ نمیتواند خود را در این جریانات به عنوان حامیان بی تاثیر جای دهد.به دست گرفتن رهبری مبارزه زنان علیه جمهوری اسلامی و قوانین ضد زن ان چاره کار است و نه گره زدن مبارزه زنان با فعالیتهای جریانات دست راستی که سدی در برابر مبارزه در دفاع از حقوق زنان هستند
6. ما مخالف حمله نظامی آمریکا هستیم و عقیده داریم هیچ نیروی خارجی حق دخالت در تعیین سرنوشت گروهای انسانی در جامعه را ندارد چه از نوع آمریکایی و انگلیسیش و چه از نوع چینی و روسیش .
در اینجا به جز غلطهای نگارشی که بی شک در منشور تعجب بر انگیز است چندین سوال پیش میاید .عدم دخالت نیروهای خارجی در تعیین سرنوشت گروه های انسانی کدام ایه نازل است که این چنین مهم ارزیابی شده است؟.منظور از نیروی خارجی کدام است؟ایا حتی بشریت متمدن و مردم و کارگران جهان را نیز در بر میگیرد؟شکی نیست که مردم جهان نیز جزو نیروی جهانی محسوب میشوند و اگر از مبارزه مردم ایران دخالت کنند بسیار مثبت و قابل تقدیر است.اما بازهم اینجا چپ ضد امپریالیستی را میبینم که گویی خارجی برایش یک کفرمحض محسوب میشود.در جایی دیگر از بسیاری مسائل چشم پوشی شده انگاه معتقد گردیده شده که هیچ نیروی خارجی چه چینی و روسی حق دخالت در امور را ندارند.معلوم نیست کجا این جریانات قصد حمله و تهدید نظامی داشتند که این چنین مهم بوده که در منشور قرار گرفته.گویی دوستان فراموش کردند که بر اساس واقعیات مسائل دیپلماتیک به بیان بپردازند و مسائلی که به طور ملموس خطری و یا نقشی در جهان ایفا میکند باید به رشته سخن اورده شود.مساله دیگر در این بنداین حمله امریکا به ایران است که از سوی اینها تنها جنگ طلبی امریکا را نشان میدهد و گویی جمهوری اسلامی هیچ دخالتی در پدید اوردن این جنگ ندارد دنباله بقیه رفقایی است که در عین اضافه کردن مخالفت خود بااقدامات ضد دموکراتیک و نظامی کردن دانشگاه ها یک بند را نیز تحت عنوان مخالفت با جنگ اضافه میکنند تا نشان دهند اگر ما با مسائل دیگر با جمهوری اسلامی طرف هستیم در اینجا به طور یک طرفه مقابل امریکا هستیم و اجازه نمیدهیم که هیچ نیرویی در ایران دخالت کند.شعار دستها از مردم ایران کوتاه نیز ازچنین فرضیاتی بیرون میاید که باید در مقابل ان ایستادو اجازه نداد به بهانه مبارزه با جنگ خارجی امر مبارزه با جمهوری اسلامی دارای شروط و شودو در جایی متوقف گردد
این تمام شش بند بود که همه انها دارای ملاحظه بود.بازهم میگویم که تشکیل این گروه های دانشجویی بسیار مهم ومثبت است .اما از سوی دیگر برای جلوگیری از افزایش چنین خواستهای پاسیفیستی و راست رویها در دیگر گروه ها و برای جدیت و پشتکار در فعایت دانشجویی نیاز مهم بر نقد و ایستادن در برابر خطرات راست احساس میشود
کامران مزین