تبليغاتX
رفقای سجک

رفقای سجک

مدافعان جوان کمونیزم کارگری و دنیای بهتر

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

- با تمام نیرو به یاری دانشجویان زندانی در ایران برخیزید
اصغر کریمی

- آزادشان کنیم! دنیای را برای آزادی دانشجویان بسیج کنیم!
آرش سرخ

- زحی خیال باطل
رزا راشین

ناسیونالیسم و فکر جوان!
کامران مزین ( اشتباها کامران روشن قید شده است! )

ما همه مسئولیم! ممنوعیت حجاب همین امروز
زری اصلی

درباره تئوری عصا! چگونه ۱۶ آذر آقای مدرسی را چپ می کند!
مصطفی صابر

( دریافت شماره 329 جوانان کمونیست )

و...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 12:38  توسط وبلاگ نویسان سازمان جوانان کمونیست  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

کامران مزین            kamran.mozayan@gmail.com

 

چند سوال مشابه ای که نشریه شهروندازاحزاب و سازمانهای مختلف اپوزیسیون ایرانی پرسیده، فرصت خوبی است که  تفاوتهای فکری و همچنین شباهت هایی که  سبب میشود  که در حالی که بسیاری از احزاب متفرق هستند ولی آنها را در یک جنبش بخوانیم  لمس نماییم. به ویژه در اخرین شماره ای که منتشر شد  سوالاتی از مصطفی صابر از حزب کمونیست کارگری و بهمن زاهدی گلپایگانی از حزب مشروطه  صورت گرفت که به خوبی تفاوتهای جنبش ما را نشان داد.

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 11:46  توسط وبلاگ نویسان سازمان جوانان کمونیست  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 رفیق الیا تابش           

دستگیریهای اخیر و احکامی  که در مورد کارگران،معلمان و دانشجویان، از چند ماه  قبل جمهوری اسلامی آغاز کرده بود و این اواخر بازداشت و به عبارتی ربودن دانشجویان چپ و کمونیست در شهرهای متفاوت عکس العمل رژیم برای مقابله با حرکت عظیمی است که امسال در دل جنبش دانشجویی با انعکاسی وسیع اتفاق افتاده است.

   هر چند حرکات و اقدامات امسال دانشجویان به نوعی امتداد اتفاقاتی است که از 16 آذر پارسال تا همین اواخر ادامه داشته اما به نسبت 16 آذر سال قبل تفاوتهای ویژه ای دارد. یکی از ویژگیهای بارز امسال سراسری بودن حرکاتی است که صورت گرفته . از جمله اینکه  تقریبا از یک هفته قبل دانشجویان دانشگاهای متفاوت از جمله مازندران، تهران، مشهد، شیراز، اهواز،تبریز، اصفهان و ... شروع به اعلام مراسم ،تجمعات و برنامه ها یشان کرده، پوستر طراحی کرده و فرا خوان داده اند و در کنار این فراخوانها خواسته ها و مطالباتشان را بیان کرده اند. آزادی دانشجویان دستگیر شده از این مطالبات سراسری  است و یا تشکل مستقل و سراسری دانشجویی ،  مخالفت با فضای پلیسی  و حضور نیروهای انتظامی در دانشگاه ، نه به جمهوری اسلامی به عناوین متفاوت و همینطور مخالفت با جنگ. علی رغم ضعفهایی که در موضع گیریها و شعارها به ویژه در مورد مسئله جنگ وجود دارد ، اما این  هماهنگی  نسبی در کلیت فضای حاکم ، نشان از پتانسیل عظیمی است که در فضای دانشجویی برای اعتراضی یکپارچه وجود دارد و مقبولیت چپ در این میان به وضوح قابل دیدن. مراسمی که چند روز پیش در بزرگداشت قربانیان قتلهای زنجیره ای برگذار شد، سرود انترناسیونال و شعارهایی که سر داده شد  باز نمونه دیگری بر این مدعاست.  گرایشی که به دنبال جامعه در دانشگاه هم مدتهاست به وجود آمده و امسال آنقدر پر رنگ و غیر قابل انکار است که اجزای متفاوت رژیم ، به عناوین متفاوت به مقابله با آن پرداخته اند. از حرکات اخیر تحکیم وحدتی ها،  طرد کردن و بیرون راندن دانشجویان چپ در دانشگاه که بیش از هر زمانی ماهیت پرو رژیمیشان و ضدیت با فضای چپ در دانشگاه  را رو کرد تا  بازداشتها، ربودن ، دستگیریها و شکنجه های دانشجویان توسط عمال و سر سپرده های نیروی انتظامی و اطلاعات و این دستگیری آخر که در یک روز به دستگیری چندین تن از فعالین چپ  دانشگاه   اقدام نموده  است. این تقلاهای رژیم نشان این است که خوب فهمیده که چه تحرک و فضای معترضی در میان      دانشجویان چپ و گرایش به فضای چپ و رادیکال در فضای دانشجویی بر پاست. والا هیچ دلیلی برای هجوم و یورشی اینچنین به این فعالین در آستانه 16 آذر وجود نخواهد داشت. جمهوری اسلامی با اعمال سیاستهای علنی و غیر علنی، با ایجاد ارعاب و تهدید ، با متوصل شدن به زور و تحت فشار قرار دادن،  دارد تمام زورش را میزند تا از بر پایی 16 آذری سرخ و انسانی ، چپ و سوسیالیستی جلوگیری کند و مبارزات دانشجویان و به دنبال آن جامعه را به عقب براند. چرا که همانطور که خود دانشجویان هم اعلام کرده اند جنبش دانشجویی جدای از سایر اعتراضات و جنبشها د رجامعه نیست.

  اما آن طرف مقابل جمهوری اسلامی دانشجویانی ایستاده اند که قصد کوتاه آمدن را ندارند ، همین امروز بعد از این دستگیریها اعلام کرده اند که همچنان به تلاش خود برای بر پایی 16 آذری وسیع تر و توده ای تر ، چپ و سوسیالیستی تر ادامه خواهند داد . اعلام کرده اند که به خوبی میدانند قصد رژیم  از این حرکات سرکوب و ساکت کردن آنهاست اما تسلیم نخواهند شد و به مبارزه شان برای آزادی دستگیر شدگان اخیر هم ادامه خواهند داد.

    بهر حال چه امسال 16 آذر مراسم و تجمعی بر گذار بشود یا نشود ، با توجه موقعیت و فضایی که بوجود خواهد  آمد و توازن قوایی که  بر قرار خواهد شد ، آنچه این میان اهمیت دارد دستاوردی است که جنبش آزادیخواه و برابری طلب ،جنبش چپ در دانشگاه به ان دست یافته و بعد ازاین میبایست در جهت ارتقا ، رشد ، با محوریت انسانی تری و چپ تر شدن آن بکوشد .. تلاش ارزشمند و همه جانبه دانشجویان علی رغم اختلافاتی که میانشان وجود داشت و بیراهه هایی که میزدند ، در ادامه این روند بایست با رفع این مشکلات هر چه پیگیر تر برای ایجاد تشکلهای رسمی، مستقل و علنی و سراسری اقدام کرد . با مخالفت و مبارزه با کمیته های انضباطی ، جداسازی جنسیتی و فضای پلیسی در دانشگاه  هر چه بیشتر به مقابله با جمهوری اسلامی رفت و در برابر اقدامات ارتجاعی اش کوتاه نیامد. جنبش دانشجویی میبایست همانند دیگر قسمتهای جامعه مخالفت خود را هم به جنگ و هم به رژیم حاکم اعلام کند . موضعی که چپ دانشگاه در قبال جنگ اتخاذ کند درپیشبرد مسیرش بسیار تعیین کننده خواهد بود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم آذر 1386ساعت 11:23  توسط وبلاگ نویسان سازمان جوانان کمونیست  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 

 

 

کیان آذر

Kian.azar@gmail.com

 

 

در آستانه شانزده آذر قرار داریم. فرصتی که دانشجویان فریاد اعتراض و مطالبات رادیکال و پیشرو خود و جامعه را بار دیگر به گوش همه برسانند. روزی که میتواند گامی در جهت ارتقا اعتراضات دانشجویی در برابر رژیم باشد.

چپ در دانشگاه نماینده آزادی، برابری، رفاه، سعادت و خوشبختی انسانهاست. این مطالبات است است که توده عظیم دانشجو از آن حمایت میکند. برابری طلبی، انسان محوری، جهان شمولی، رفاه و خوشبختی انسانها و در یک کلام سوسیالیسم. در این مبارزه ما شاهد پیشروی های خوبی در دانشگاه بوده ایم. نمونه جلو آمدن فعالین چپ در دانشگاه برای برپایی هشت مارس، اعتراضات و حمایتهای سراسری مثل اعتراضات دانشگاه های مازندران و حمایت دیگر دانشگاه ها، دخالت گری در مبارزات بخشهای دیگر و فضای دانشگاه را دخیل کردن در مبارزات جاری در جامعه مثل حمایت از رهبران کارگری. به یک معنا چپ دانشگاه تلاشها و گامهایی به سوی اجتماعی شدن و فعالیت در بستر اصلی برداشته است. ویا بحث اقدام برای برپایی تشکلهای سراسری و مستقل دانشجویی. اینها اقدامات مثبتی ست که چپ دانشگاه انجام داده که باید ادامه پیدا کند. اما این پیشروی ها و این سیر طی شده، تاثیرات و نتایجی به بار آورده که انعکاس آن در راست و چپ در دانشگاه کاملا مشهود است.

چپ تر شدن دانشگاه به معنای حرکت این چپ رسمی برای فراتر رفتن از وضعیت فعلی و رفتن بسمت رادیکالیسم و کمونیسم موجود در جامعه و خود بدنه دانشجوست. این حرکت ناگزیر به معنی  تغییر چهره ها و رهبران دانشجویی است یا به کارگری شدن و رادیکال شدن کمونیسم خود این فعالین فعلی نیزمیتواند منجر شود. چپ دانشگاه برای انطباق با کمونیسم موجود در جامعه و در بدنه خود دانشجویان نیازمند تغییر و تحولاتی در افق سیاسی، اجتماعی خود این فعالین چه از لحاظ  نظری و چه عملی ست.

این روند رادیکالیزه شدن اوضاع و جو موجود منتج به چپ ترشدن مواضع این رهبران و منجر به اتفاقاتی میشود که در حال حاضرشاهد وقوع آن در بخش چپ دانشگاه هستیم. این انتقادها، نقدها، اختلافات و همه این نزاع و کشمکشهایی که وجود دارد با همه نقاط ضعف و بی پرنسیبی  هایی که در آن هست را باید بر مبنای همین روند دید و تحلیل کرد. چپ درحرکت به سوی بدنه رادیکال دانشجویی و چپ کمونیستی کارگری جامعه  است. این حرکت عظیم که ازامروز شروع نشده و با رشد و عروج خود نتایجی مانند 16آذر سالهای اخیر و مشخصا پارسال و نمونه هایی که در بالا اشاره کردم همراه داشته است. این پروسه که آخرین آنها 30 مهر و اعتراضات دانشگاه اصفهان است بشدت راست را نگران کرده و موجب بستن شمشیراز رو برای زدن و تضعیف چپ است.

نکته مهم اینست که این دستاوردهای تا بحال سنگرهایی ست که تسخیر شده و حکومت را با همه مدافعین آن عقب رانده. باید توجه داشت موقعیت فعلی چپ و اختلافات و بحثهایی که حول آن شکل گرفته نباید این بی توجهی و غفلت را منجر شود که ما دستاوردهای تا کنونی را که باعث هژمونی پیدا کردن در دانشگاه شده را از دست بدهیم. ما باید با حفظ وپیش راندن موقعیتمان در جدال طبقاتی ای که با راست داریم بسمت سوسیالیستی تر شدن دانشگاه گام برداریم.

مبارزه بی تخفیف و رادیکال با جمهوری اسلامی و همه گرایشات رنگینش است که این امکان را به ما میدهد که بتوانیم حمایت و پشتوانه بدنه دانشجویی را باخود داشته باشیم که خود این حمایت چتری ست برای تقابل با تعرضات رژیم.

فعالین باید به این نکته آگاه باشند که موضع سوسیالیستی داشتن و برخورد سیاسی کردن یعنی پرداخت به مسائل و معضلات اساسی و ریشه ای مبارزه.

اگر توجه چپ و حرکت عملی آن پاسخگویی به رویدادهای اصلی و قطب اساسی مبارزه یعنی رودرویی هر روزه با جمهوری اسلامی باشد و سر هر گره گاهی و مسئله ای یقه جمهوری اسلامی را گرفتن و سرنگونی آنرا برای برون رفت از شرایط موجود در دستوربگذارد، ما شاهد گره خوردن هرچه بیشتر این بخش با بستر اصلی دانشگاه و جامعه خواهیم بود. شاهد حمایت و پشتیبانی و دخالت توده دانشجو خواهیم بود و ارتقا کیفی و کمی چپ دانشگاه  راخواهیم دید. چپ اجتماعی با نیرو و توان و استخوان بندی مارکسیستی و محکمتری بوجود خواهد آمد که به تقابل جدی تری با راست خواهد رفت.

 یکی دیگراز نتایج هم اینست که ایجاد تشکل سراسری و مستقل قابل دسترس ترخواهد بود و دانشجویان بیشتری در ایجاد آن سهیم خواهند بود.

امروزبحث چپها با هم بر سراینست- حداقل آنچه که دیده میشود- کمونیسم چیست؟ و چه کسی خط کمونیستی را پیش میبرد. واقعا کمونیسم چیست؟

کمونیسم را باید در سلب سیستم و نظام فعلی و در دل این سلب، دادن استراتژی و الگوی اثباتی خودمان به این جنبش اجتماعی دید و پیش برد. حال اگر ما بعنوان پیشروان این جنبش، این مسئله رافراموش کنیم و بجای سازماندهی اعتراض و گذاشتن انرژی همه جانبه روی آن، صرفا به اختلافات بپردازیم و کلا اعتراض علیه جمهوری اسلامی را فراموش کرده و یا به فرعیات تبدیل کنیم،چیزی جز یک جریان فرقه ای که بدنه رادیکال و چپ دانشگاه از آن عبور خواهد کرد، نخواهیم بود. ما اعتقاد داریم که در جامعه و دانشگاه، چپ کمونیستی و کارگری هژمونی دارد و به کمتر از آن رضایت نمیدهد. این خصیصه یعنی حرکت سریع و عوض شدن چشم اندازهای سیاسی. این یعنی اگر امروزاین جنبش را نمایندگی نکنیم جامعه از ما عبور خواهد کرد. جامعه ای با ویژگی جامعه ایران مدام در حال پیشروی و ساختن رهبران واقعی جنبش خود است.

یک سوال جدی در این میان وجود دارد. دانشگاه و جامعه این انتظار و سوال را در برابر فعالین چپ در دانشگاه قرار میدهد و باید پاسخگوی آن بود:

16آذر در پیش است، آیا  چپ  همه انرژِی و امکان سازماندهی خود را برای برپایی یک 16آذر سرخ و سراسری بکار گرفته است؟ چرا که الان باید تمامی بحثها، فعالیتها و وبلاگها، مسائل حول شانزده آذر را پیش ببرند، نه تنها اینگونه نیست بلکه بحث اختلافات، تصفیه حسابها و جدلها داغ است. چرا؟

این سوالی ست که دانشجویان و مشخصا فعالین چپ باید به آن جواب دهند. حال یا با پراتیک و برپایی 16 اذر یا با ادامه این مباحث و از دست دادن این پتانسیل عظیم اعتراضی دانشجویی.

بهر حال باید برای این روز تلاش و سازماندهی کرد. باید همه بحث ها را برای بعد گذاشت و فقط برای  برگزاری هرچه وسیعتر، همه جانبه تر و سوسیالیستی تر این روز اقدام کرد. این وظیفه عاجل و ضروری فعالین و دانشجویان است. باید پاسخ تعرضات جمهوری اسلامی در دانشگاه ها، پاسخ تلاش برای سرکوب و مرعوب کردن فعالین جنبش کارگری و زنان را داد. باید پاسخ  تقلای جمهوری اسلامی برای ایجاد فضای جنگ و استفاده از آن علیه جامعه و به گرو گرفتن زندگی مردم وکلا همه اقدامات استیصال زده رژیم را داد. همانطور که کارگران و زنان تا بحال این سیاستها را شکست داده اند، دانشجویان نیز در ادامه این روند، در یک اقدام سراسری،  رو به جامعه و جهان این صدای اعتراض و بشکست کشاندن سیاستهای حکومت را با اعتراض سوسیالیستی خود پاسخ دهند. این پاسخ چیزی جز اجتماع اعتراضی وسیع دانشجویان در دانشگاه های مختلف و سردادن و بالا بردن پلاکادرهای آزادی برابری هویت انسانی، نه جنگ نه جمهوری اسلامی، سوسیالیسم یا بربریت و بسیار دیگری از این مطالبات نخواهد بود. باید از دل این دوره تشکلهای مستقل وسراسری دانشجویی با پلاتفرم رادیکال را بوجود آورد. باید چپ سازمانیافته، تشکل یافته وبا هویت سوسیالیستی تری پا به میدان گذارد. باید در این روز آنچه به جهان مخابره میشود، اجتماع سرخ، عکسهای سرخ و بیانیه های انسانی و جهانشمول باشد. باید در پلاکادرهایمان با زبان جهانی و رو به جهان صحبت کنیم. زمان کم است و کارها زیاد. باید همه کارها را کنار بگذاریم وبا 16آذری بیادماندنی، پاسخی بجا به جمهوری اسلامی، انجمن اسلامی ها، لیبرال دمکراتها،تحکیم وحدتی ها و همه طرفداران این نظام سرکوبگر بدهیم. این پاسخی  عینی به توقع و انتظارجامعه و چپ دانشگاه است و عین کمونیست بودن است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 17:25  توسط وبلاگ نویسان سازمان جوانان کمونیست  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

رفیق نوید مینایی
اخیرا بحث هایی زیادی بین فعالین چپ دانشجویی رد و بدل شده و می شود. باید دید جایگاه این "مجادلات قلمی" در اعتراضات دانشجویی و کارگری و جنبش سرنگونی کجاست.

بحث های مطرح شده گاهی از چند نقل قول طولانی از مارکس و انگلس و لنین و سایرین فراتر نمی رود و گاهی برخوردهای به شدت شخصی و سطح پایین را به نمایش می گذارد. با نگاهی به نوشته های کیوان امیری و عابد توانچه و سایرین می توان این را فهمید. البته طرح و بحث مسائل نظری و سیاسی بسیار لازم و مفید است، ارتقاء طرفین بحث و کسانی که آن را دنبال می کنند را می تواند به دنبال داشته باشد، به صف بندی های واقعی بین فعالین دانشجویی دامن بزند، در جهت ارتقاء سازمان یابی چپ در دانشگاه ها باشد و .... ولی ایراداتی  که در این مباحث دیده می شود به درجات زیادی این مباحث را از این فایده های احتمالی تهی کرده است. نکته مهم و ایراد اساسی این مباحث غلطی یا درستی نظرات مطروحه نیست بلکه ایراد از آنجا ناشی می شود که این بحث ها دارد جای مبارزه چپ با رژیم و نمایندگان اش در دانشگاه ها را می گیرد.

نقد سوسیالیسم خلقی،  بحث درباره دیکتاتوری پرولتاریا، حق تعیین سرنوشت ملل و ... همه مباحثی هستند که باید طرح و مورد بحث قرار گیرند، اما هیچکدام از اینها مسائل عاجل جامعه و جنبش دانشجویی نیستند. فعالین دانشجویی نیز مانند فعالین سایر عرصه ها با پاسخگویی به مسائل و مشکلات مبتلابه روز جامعه و جنبش در عمل و مبارزه با حکومت است که خود و درستی نظراتشان را اثبات می کنند. در زمانی که صف بندی های چپ و راست به شدت قطبی شده و در حال شکل گیری ست، درحالی که دیو جنگ و تحریم از یک طرف و از طرف دیگر سرکوب و فقر کلیت جامعه را تهدید می کند، در حالیکه طرح ملی صلح و دموکراسی شیرین عبادی عملا باعث تقویت جمهوری اسلامی از نوع خاتمی و رفسجانی و پروژه دوی خرداد و  طرح ناصر زرافشان با اعتقاد به انفعال جامعه و صلح طلبی اش که در بهترین حالت باعث گردن گذاشتن به وضع موجود می شوند، بحث را حول سوسیالیسم خلقی و دیکتاتوری پرولتاریا و حق تعیین سرنوشت ملل قطبی کردن چپ را از وظیفه اصلیش که مبارزه با سرکوب و فقر و تلاش برای سرنگونی ست سرگرم کار دیگری می کند.

در حالیکه صف بندی های جنبش دانشجویی بین راست به نمایندگی تحکیم و لیبرال-اطلاعاتی ها از یک طرف و چپ ها از طرف دیگر کاملا قطبی شده و راست با کمک برادران اطلاعاتی خود می خواهد جبهه چپ را متفرق کند و زیر ضرب ببرد، بدنه چپ و معترض به وضع موجود باید شاهد پاسخ چپ به مسائل مبرم مبارزه با رژیم باشد تا حل اختلافات شخصی و مباحث سطح پائین. از طرفی شاهد  آفیش های ۱۶ آذر دانشگاه های مازندران و تهران هستیم که موضعی صلح طلب گرفته اند.

رفقا! نقدتان به مسئله جنگ و سرنگونی چیست؟ اعتراضات در شرایطی که خطر جنگ جامعه را تهدید می کند چه جهتی را باید طی کنند؟ شما به عنوان "مارکسیست" با ادعای رهبری جامعه و جنبش کارگری و دانشجویی جوابتان به مسائل روز جامعه چیست؟ همین جا بگویم اگر ادعای رهبری طبقه و جنبش را ندارید  با هر درجه از علم و سواد، مارکسیست نیستید و اگر دارید باید مسائل روز جامعه را توضیح داده، امر مبارزه را پیش ببرید و برایش جوابی داشته باشید که نماینده منافع طبقه کارگر و لاجرم کل جامعه تا به انتها باشد.

البته رفقا مختارند هر بحثی را که مایلند پیش ببرند ولی نباید انتظار داشته باشند صرفا با این بحث ها از طرف توده دانشجو که خواست های مشخص و رادیکالی دارد و تا امروز نشان داده گزینه چپ و سوسیالیستی را برای آینده و مبارزه امروزش انتخاب کرده، انتخاب شوند. بدنه دانشجویی به عنوان بخشی از جامعه ایی که در مقابل سرکوب و ارعاب با عکس العمل های چپ و رادیکال ایستاده است و آلترناتیو سوسیالیسم را در مقابل بربریت موجود بالا برده، حق دارد رهبری را انتخاب کند که مسائل امروزش را پاسخ بگوید. بدنه دانشجویی مسئله اش امروز ایجاد صف قدرتمندی در مقابل راست دانشگاه و سرکوب حکومتی و جنگ احتمالی ست.

جنبش دانشجویی امروز به خاطر اینکه در مقابل مسائل روز جامعه عکس العمل رادیکال و سوسیالیستی ازخود نشان داده، مورد اقبال عمومی قرار گرفته است و از این به بعد هم چنین خواهد بود. چپ دانشگاه برای تثبیت و پیشبرد خود در دانشگاه در آستانه ۱۶ آذر نیازمند ابراز وجود قدرتمند و یکپارچه در مقابل راست با سیاست های اطلاعاتی اش است. این ابراز وجود باید با پاسخگویی سوسیالیستی و رادیکال به مسائل روز جامعه همراه باشد، در حالیکه این، در روزهای اخیر کمتر در چپ دانشگاهی مشاهده شده است.

جامعه و به طریق اولی دانشگاه، امروز از یک طرف با سرکوب و فقر و حکومتی ضد انسانی در داخل مواجه است و از طرفی با تهدید جنگ امریکا و متحدینش با جمهوری اسلامی. مبارزه متحد و متشکل کارگر و دانشجو زن و سایر بخش های معترض جامعه علیه سیاست های سرکوبگرانه حکومت و در نهایت سرنگونی حکومت برای ایجاد جامعه ایی انسانی کلید حل هر دو مشکل روز جامعه است. هر تئوری ای که به دفاع از صلح بدون سرنگونی حکومت اسلامی بپردازد، درنهایت به نفع حکومت است. منظور از "صلح" در این تئوری ها "وضع موجود" است، "جنگ" یعنی وضعیت جدید و ناخواسته را در مقابل "صلح" یعنی وضع موجود قرار می دهد و از "صلح" دفاع می کند. گردن گذاشتن به وضع موجود نه تنها  الزاما ضامن برقراری "صلح" بین دولت های ایران و آمریکا نخواهد شد بلکه به  مبارزه طبقاتی هم که به صورت جنگ طبقاتی روزمره در حال قربانی گرفتن از کارگر و کل جامعه است ضربه می زند. دفاع  از "جامعه مدنی"، "دموکراسی"، "شیرازه جامعه" و همه این ها بدون مطرح کردن همزمان سرنگونی، یعنی دفاع از وضع موجود، یعنی قاچ زین را بچسبیم و بی خیال سواری بشویم! یعنی همینی که هست فعلا قبول کنیم آزادی و برابری و هویت انسانی پیش کش! کسی که خواهان صلح بدون سرنگونی، بدون شعار آزادی برابری باشد تلاشش خواه نا خواه به جیب جمهوری اسلامی می رود، این وضعیت مبتلابه جنبش جهانی علیه جنگ هم هست. به یاد داریم پوسترهای رنگی و بزرگ سید حسن نصرالله را در پیشاپیش صف تظاهراتشان!  اما کلید اصلی نه تنها برای خنثی کردن خطر حمله به ایران ودر صورت وقوع این حمله برگرداندن ورق به نفع مردم ایران وجهان ، بلکه در عقب راندن تروریسم اسلامی و  ترویسم دولتی آمریکا درمنطقه و در سطح جهانی، سرنگون کردن جمهوری اسلامی بقدرت انقلابی مردم  است.

تنها این تئوری و پراتیک مبتنی بر آن می تواند جواب طبقه کارگر به وضع موجود باشد. این جواب بدنه چپ دانشگاه و جامعه و طبقه کارگر به مسئله روز جامعه است که جای آن در بحث های دانشجویی به شدت خالی ست.  در همین حال در آفیش ۱۶ آذر فعالین مازندران "نه به جنگ " را بدون شعار آزادی برابری یا سوسیالیسم یا بربریت و یا هیچ خواست عمومی آزادیخواهانه دیگری مشاهده می کنیم. وضع آفیش دانشگاه تهران بهتر است ولی در این آفیش وزن " NO WAR" بسیار بیشتر از آزادی و برابری ست که در زیر آن می بینیم در حالیکه حل مسئله جنگ از کانال آزادی و برابری می گذرد.

امیدوارم بحث جنگ که امروز محور ۱۶ آذر قرار گرفته با شعار نه به جنگ هم وزن و در کنار سایر شعار هایی مثل نه به سرکوب، آزادی و برابری، آزادی زندانی سیاسی، آزادی زن آزادی جامعه، مرگ بر دیکتاتور، مرگ بر استبداد و آزادی برابری هویت انسانی پاسخی رادیکال و سوسیالیستی بگیرد

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 12:50  توسط وبلاگ نویسان سازمان جوانان کمونیست  |