وقتي طرف مقابل از ارائه يك بحث سياسي، يك پاسخ سياسي و منطقي عاجز است، وقتي دستش رو شده است و ديگر چيزي براي ارائه ندارد، يا فحاشي مي كند، يا مثل همين برادر رشيد همه چيز را حتي خودش را هم به تمسخر مي گيرد. (اشاره به جوابیه رشید اسماعیلی به مطلب سیاوش در هفته قبل است که در وبلاگ ایشان موجود هست. جوانان کمونیست.)
برادر رشيد در واقع با اين ادبيات، كاسه لبريز از خشم خود را بر سر ما كه ماهيت حجاریانی - امنیتی اش را افشا كرديم خالي كرد! اما چنان به بيراهه زده كه مي توان به راحتي پي برد عجب پس گردني نوش جان كرده! اجازه بديد قبل از پرداختن به نكات آموزنده این نوشته كميك، كمي در اهميت آن تامل كنيم. بله اهميت! اين نوشته يك اهميت دارد و آن نمايش صحت خط و سياستي است كه ما يعني بدنه چپ جنبش دانشجويي پيش گرفته و بايد تا به آخر ادامه دهیم. راستش فكر مي كنم نوشته برادر رشيد حداقل براي خود من يك چيز را ثابت كرد و آن اينكه راه درست و واقعي را پيش گرفته ام كه اگر به همين شكل ادامه پيدا كند بساط اين جريانات ضد انساني و عقب افتاده را يكجا بر خواهد چيد!