تبليغاتX
رفقای سجک

رفقای سجک

مدافعان جوان کمونیزم کارگری و دنیای بهتر

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

کامران مزین

این روزها نشستن پای برنامه های کانال جدید به کار روتین من و دوستانم تبدیل شده. به ویژه از وقتی که برنامه های زند ه شروع شده و با استقبال گسترده همراه بوده این علاقه در من بیشتر شده. و من خودم مشاهده میکنم که شور وشوق خود مجریان کانال جدید نیز در کیفیت برنامه ها تاثیر مثبت گذاشته است. و حالا هم که الیا و کیان توانستند برنامه سازمان جوانان را روی آنتن ببرند و به نظرم فصلی نوین را از این بعد در این سازمان با افزدون مخاطبان خود  در این  سازمان شاهد خواهیم بود.

کانال جدید که در ایران به کانال کمونیستها معروف شده را دیگر کمتر کسی است ندیده باشد. شیوه بحث در باره این شبکه این طور است که میگیوند اینها را میبینی،  اینها کمونیستند و برنامه ضد جمهوری اسلامی  پخش میکنند. خود من در یکی ازمناظرات حاضر  بودم. بعضی از برنامه های دیگر شبکه ها تعریف میکردند، اما تایید میکردند که سطح برنامه های کانال جدید بسیار خوب است.

خب کلمه کمونیسم معمولا حساسیتهایی را در جامعه بر میانگیزد. شاید برای همین که نام کمونیسم به میان آورده میشود این فکر تداعی شود که اینها طرفدار مبارزه مسلحانه  و چریکی هستند. این امر در برنامه های ارسالی رنگ میبازد.هیچ خبری از سرود انقلابی فریاد مبارزه مسلحانه نیست. به قول یکی از بچه ه اینها ا با بقیه فرق دارند و اتفاقا این متفاوت بودن در جامعه رنگ کاملا مثبتی دارد.

شاید این برنامه ها آه از نهاد چپ سنتی دربیاورد ولی جوانان و زنان و دانشجویان و کارگران  کاملا از گفتار و رفتار کموینستهای کارگری راضی هستند. چون این امر را  نسبت به خودشان نزدیکتر میپندارند. به ویژه طبقه کارگر  به نظرم ارتباط بسیار خوبی با تلویزیون پیدا کرده و کاملا جمله منصور حکمت را هویدا کرده که کارگران معمولا چپترین جریان جامعه را انتخاب میکنند. شاید نوع گفتار بعضی کارگران با ادبیات کمونیزم کارگری در تضاد باشند اما همین که ظرف اعتراض و خواستهای خود را در کانال جدید جستجو میکنند میتوان پی برد که چقدر مایل به ارتباط و دوستی با حزب هستند.

 

 به جرات میتوانم بگویم که سطح برنامه های کانال جدید که با کمترین امکانات و هزینه انجام میشود از بسیاری برنامه های شبکه های فارسی زبان دیگر بهترو جالبتر است. خودتان قضاوت کنید که شبکه  های دیگر با کلی سودی که در برنامه های خود میکنند چرا هر روز در سطح برنامه سازی نزول میکنند؟ و بعد از این سالها  همچنان درجا زده اند؟ امروز برنامه های شبکه های فارسی زبان به یک دکان تجاری و تبلیغاتی  صرف تبدیل شده است. به طوری که از هر یکساعت برنامه چیزی حدود چهل دقیقه اگهی بازرگانی پخش میشود و بیست دقیقه به پخش ویدیو موزیکهای تکراری  و حرفهای سطحی و گذر خاطرات بی نمک میگذرد که که اگر اینها را هم بگیریم چیزی از برنامه باقی نمیماند (البته یکی دوشبکه مصون هستند). تلویزیونهای سیاسی جریانات راست و تلویزیونهای قومی و یکی دو گروه چپ هم نیز با سطحی نازل و پرداختن به موضوعاتی خارج از خواست جامعه و بی ربط  به واقعیت ادامه پیدا میکنند. کارشان این است که در پشت تریبون پشت  سر هم سخن بگویند و با بدترین الفاظ که در کوچه و خیابان هم چنین سخن نمیگویند شخصیت و هویت برنامه سازی تلویزیونی را کم رنگ نمایند (دعوای شهرام همایون با صدای امریکا و داد و فریادهای بی ربط ایشان برای مساله پرچم و همچنین  برنامه های غیر عادی  شخصی عجیب الغریب به نام داور گواه خوبی بر این ادعا است).

سرودهای ملی و خلقی  و رقصهای کردی و اذری و ملی که حتی از تلویزیونهای چپ پخش میشود هم که نشان دهنده عمق عقب ماندگی این تلویزیونها نسبت به جامعه خودشان است. کانا ل جدید کاملا از این راه و این سبک فاصله گرفته است. برنامه ها کاملا هویت  و انسجام خاصی دارند. سوالات کاملا به روز به درخواست خود مردم صورت میگیرد و کمتر سوالی است که پاسخ نگرفته باشد. مدرنیسم و جوان گرایی  و ازادیخواهی در شعارها و مصاحبه ها کاملا نمایان است. شخصیتها کاملا جالب و  و آرام  و صد البته  با شور  وشوق سخن میگوند. در برنامهای زنده ارامش و متانت حرف اول  مجریان است. اگر کسی قصد مزاحمت و یا پرداختن به موضوعی خارج از دستور را داشته باشد یا به راحتی از آن میگذرند و اعصاب بینندگان را با داد و هوار خراب نمیکنند  و یا با ارامش جواب میدهند (بر خلاف سبک برنامه سازی سلطنت طلبان).

مثلا وقتی میپرسند که کمونیزم امتحان خود را پس داده و یا از کجا معلوم که  شما نیز اعدام نکنید جواب  راحت است . سوسیالیسم نمیتواند از بین برود چون خواست ازادیخواهانه و برابری طلبانه خواستی است که همیشه وجود دارد. و یا اولین جریانی که با اعدام مخالفت کرد حزب کمونیست کارگری  بود.

کانال جدید نماینده مدرنیسم ویک دنیای بهتر دیگر است.درست است که مشکلات مالی نمیگذارد همه آن چه در ذهن و خواست مجریان آن است به خوبی به نمایش در بیاید ولی خیلی راحت میتوان این تعریف را مشاهده نمود. موزیکهای انتخابی  و پرداختن به مسائل جوانان مشخصه بارز ان است. میشود نشست و روی همه این برنامه ها نکاتی را گفت  که شاید در بهتر شدن با همین امکانات بهتر هم بشود،  ولی توجه داشته باشید که این تلویزیون دارد چگونه  حرف یک جامعه را منتقل میکند.  خواستهای ما را منتقل میکند. شیوه های سازماندهی و هدایت به سوی سرنگونی جمهوری اسلامی را برمیشمارد. در حالی که شبکه های دیگر از خلیج همیشگی فارس سخن میگوند. این کانال یک برنامه زنده درباره جان یک انسان عزیز چون فرزاد کمانگر میگذارد و راه های مقابله با اعدام وی را با مردم در میان میگذارد. به سوالات مردم درباره سوسیالیسم  را با زبانی ساده و گیراتوضیح  میگوید و مشخصات جامعه مورد نظر خود را برمیشمارد. و یا چرایی راه برون رفت از اوضاع و خلاصی از دست رژیم وزمینه ای ان را بازگو میکند. ویا درباره رابطه جوانان و مناسبات جنسی سخن میگوید .این کاملا با نرم برنامه های دیگر و  تلویزیونهای دیگر در تضاد است.

 افسوس بزرگ این است که اگر این   کانال جدید به زمین بخورد به راستی چه فاجعه ای رخ خواهد داد. به نظرم یک شکست بزرگ در این برهه زمانی برای  جنبش ما خواهد بود.در حالی که از سویی مدیای راست با برنامه های  ضعیف ادامه پیدا میکند  ما مجبور باشیم  به دلیل مشکلات مالی برنامه های خود را متوقف کنیم. درک  و هضم  آن بسیار سخت است. برای خود من که زیر پوست این جامعه در حال زندگی هستم  و همه مصیبتهای جامعه را در حال مشاهده هستم میتوانم درک کنم که  مشکلات مالی چه درد بزرگی است و چقدر سخت است در حالی که میتوانی بیشتر پیشرفت کنی به خاطر این موضوع باید تعطیل کنی. مثل جوانی میماند که میتواند درباره ازمایشات شیمی به نتایج بهتری برسد و ناگهان به دلیل مشکلات مالی مجبور باشد کشف بزرگ خود که به جهانیان هم خدمت میکند را نادیده بگیرد. کانال جدید هم چنین مشخصاتی دارد .من امیدوارم که دیدو نگاه بینندگان کانال جدید در این حد باشد که بتوانند نقش و جایگاه ان را بفهمند و عدم حضور ان را متوجه باشند. میتوان روی اقدامت مثبتی که میشود از تعطیلی تلویزیون فاصله گرفت بحث کرد.

به نظرم برای   این امر خود کانال جدید باید  برنامه ای مناسب بگذارد  و راه های کسب درامد برای نگه داشتن تلویزیون را پیدا کند. به نظر من  میتوان خدماتی را نیز به کسانی  که به تلویزویون کمک مالی میکنند پرداخت نمود. که کمکهای بیشتری را کسب نمود. مثلا اگر میخواهند شرکت و یا اداره خود را تبلیغ کنند از طریق تلویزیون امکان پذیر باشد و یا همچنین اگر بخواهند با پرداخت کمک مالی در بعضی برنامه ها به عنوان حضور داشته باشند  و بخواهند خودشان مستقیما حرف بزنند  از طریق کانال جدید این امکان به انها داده شود. اینها و نکات دیگر کارهایی است که به ذهن من میاید . به نظرم با ارائه یک برنامه و راهنمایی درست میتوان این مشکل را حل نمود  و بایدهم  این مشکل حل شود تا کانال جدید این کانال انسانیت  و سوسیالیسم همچنان بر قرار باشد.... 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 21:19  توسط وبلاگ نویسان سازمان جوانان کمونیست  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
به دنبال نوشته قبل در مورد حکم حبس عابد  و حاشیه هایی مربوط به ان ایشان  زحمت کشیدندو نوشته ای تحت عنوان خودت باش نوشتند که اگر از همه نکات مامفهموم و گنگ ان خارج شویم که بی شک تفسیری خاص نه به من ونه به هیچکس به دست نمیدهد این ترجمه از خلاصه ان بدست می اید  که ایشا ن توصیه اکید کردند که دفعه بعد یا به ایشان فحش بدهم یا تقدیر نمایم.وگرنه من نه خودم هستم و نه میتوانم  این گونه باشم که در ستون قبلی در حال  یکی به نعل و یکی میخ زدنم.حال من مجبورم چه بکنم و چه بگویم؟.بروم در این وبلاگ با نام غریبه ای مستعار برای اینکه خودم باشم ایشان را به باد فحش بگیرم؟او را یک بسیجی سایق  و سردار زاده دیگر بخوانم؟اگر نگویم  و با وجود انکه من به او نقد دارم من نمیتونم خودم باشم!!!؟
نمیتوانم زیاد از نوشته گنگ و نامفهوم عابد توانچه بیشتر از این بگویم من او را همان طور که هست سعی بر معرفی داشتم.من نه او را قهرمان و نه  دشمن میپندارم.من او  را همان طور که خود میگوید  میشناسم.یک مارکسیست لنینیست  و جنبش او را هم با تمام  نفرتی که از ایرانی بودن  خودش دارد همان ناسیونالیسم چپ ارزیابی میکنم.این نهایت فحش من به ایشان است.نه راستش بیشتر از این توانمندی فحش دادن دارم و نه خواست ان را, من هیچگاه به یاد نمیاورم که در جایی چنین بوده ام که حال اینجا عکس ان  نشان داده ام.و نه اعتقاد دارم که کسی را باید اینگونه افشا کرد و این گونه که او میگوید در برابرش ایستاد.معتقد نیستم که همان حرفهایی که ممکن است در کوچه و خیابان زد را در وبلاگ و کاغذ و کتاب به رشته تحریر اورد.اگر برای عابد چنین فکری  اشکالی ندارد این دیگر فرهنگ خاص خود ایشان است که من نمیتوانم جلوی ان را بگیرم.این که نوع ادبیات ایشان کمونیستی است و برای من بورژوامابانه  و غیر صادقانه دیگر ارزیابیهای من در اوردنیهای ایشان است که خودشان هم به ان افتخار میکنند .مواردی هم در سخنان ایشان هستند که میتوانم جوابش بدهم.هیچ اعتقادی به داخل و خارج  بودن فعالین ندارم.فعالینی که در خارج هم هستند گامهای بسیار بزرگی در جامعه برداشته اند.انها را میل و اراده خودشان نبود که به خارج فرستاد.بسیاری از انها پرونده امنیتی دارند   و بی شک عابد توانچه نمیتواند فکر کند که چه خطراتی را به جان خریدند  که از کشور رفتند.سالهاست که جمهوری اسلامی و سران دوم خرداد ازا ن سخنان در حال بهره گیری است  و انها را خارجه نشین اطلاق میکند. گویی خودشان نبودند که با تهدید و ارعاب زمینه  فرار بسیاری را فراهم نمودند..دوم خرداد  با بهانه خارجه نشین میخواهد خود را اپوزیسیون مشروع نشان بدهد.و  انها را بی اطلاع و نااشنا به شرایط ایران بخواند.با این حال بعد از این همه سال نشون داده شده تحلیلهایی  که خارجه نشینهای بی اطلاع از  شرایط کشور نشان میدهند صدبرابر  داخله نشینان درست تر و واقعیتر بوده است .این که ایشان همه خارجه نشینان از تقوایی گرفته تا اذرین ورضا پهلوی را مثل هم دانستند این دیگر نهایت تحلیل ایشان است.وقتی کسی انسانها را به دودسته داخله و خارجه تقسیم نماید چیزی بهتر از این بدست نمیاید.گویی حال ماهم باید توانچه را با خاتمی یکسان ارزیابی نماییم.اینها نمیتواند تفسیر کمونیستی باشد.نام واقعیش پرت و پلا گفتن است.(شرمنده از گفتن این حرف).مساله بعدی این است که توانچه میگوید این خارجه نشینها  در مقابل افتراهای امنیتی سکوت کرده اند؟نمیدانم باید  مطالب و بیانیه های سازمان جوانان کمونیست و حزب کمونیست کارگری را به ایشان نشان بدهم؟یا خوانده اند خود را کوچه علی چپ میزنند؟در مورد ایرج اذرین  و امثالهم بارها نوشته شده.اما این یک مساله است و جواب انتقام با انتقام مساله دیگر است.ما کمونیستها نه انتقامجو هستیم و نه در پی همان راهی که دیگران کردند.برای من هیچ این مساله حل شدنی نیست که جواب پرونده امنیتی را با پرونده امنیتی جواب بدهم.این یعنی چه؟یعنی همکاری رسمی و یا غیر رسمی با جمهوری اسلامی؟این سنتی عقب افتاده   است که در میان اعضای خود حاکمیت شیوع و رواج دارد که هرگاه به مشکل برمیخورند برای هم پرونده سازی میکنند.برای من چنین امری و کاری  و حتی بیان ان هم سخت است که یک انسان را به باتلاق جمهوری اسلامی بکشانم.نمیدانم عابد چگونه چنین میاندیشد.این کار نه به ما هویت میبخشد و نه در وضع ما بهبودی احساس  میکند.موجی از بی اعتمادی و هرزگی سیاسی رادر جامعه افزایش میدهد.تمام افرادی که ایشان از انها نام میبرد انسان هستند  . و احترام به همه انسانها واجب است.قانون فردی عابد این است که اگر یکی بزنند یکی میخورند ولی قانون انسانی من این است که "من به همه انسانها احترام میگذارم ولی به عقیده ارتجاعی هیچ کس احترام نمیگذارم".من نمیتوانم شخصیت و  یک انسان را خرد نمایم و او را همان طور رسوا کنم که او کرد.من با اعدام و پرونده سازی مخالفت میروزم .حتی اگر  بر علیه شخص خودم  و عزیزترینهایم  چنین بکنند.رفقای خارج نشین من هم بر چنین امری اعتقاد دارند.
به هر صورت همان طور که گفتم و بازهم میگویم  و بازبانی که خودم را نشان میدهدهم میگویم که عابد توانچه بی هیچ قید و شرطی باید ازاد باشد.باید ازادانه نقد کند و هیمن حرفهایش را هر جا که دوست دارد بر زبان بیاورد.من هم حق دارم چه با اسم مستعار و چه اشنا و چه غریبه توانچه را همه جا نقد کنم .حتی در همین شرایط بد روحی برای او مجبورم اینها را بنویسم.. .. .. 
زنده باشی و ازاد
کامران 
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 20:18  توسط وبلاگ نویسان سازمان جوانان کمونیست  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
عابد توانچه  به هشت ماه حبس تعزیری محکوم شد.در حالی که از سویی برای بعضی  این مساله کوچکترین اهمیتی ندارد و برای عده دیگری از دایره چپ همیشه اپوزیسیون چپ(و نه جمهوری اسلامی) حکمی بسیار کم و ناامید کننده برای یک کمونیست  انقلابی فرض گرفته شده او بدون تشکیل دادگاهی  درست حسابی و بدون کیفر خواست واقعی(اگر هم بود بازهم مسخره بود)  به چنین حکمی محکوم میشود  تا هشت ماه از زندان را در بدترین زندانهای ممکن  ایران در اراک سپری کند.
عابد توانچه را شاید بتوان جنجالی ترین وبلاگ نویس چپ فرض نمود.هرچه باشد او  یک سری از بزرگترین کنش و واکنش را در برابر شخصیتهای مختلف در عرصه وبلاگ نویسی را درا ین چند سال اخیر سپری نموده و بارها خود را نقل  و شنود افراد مختلف قرار داده که با توجه به اینکه خود با اسم  از بعضی نام برده  موجب جنجالهای گسترده در مواقع مختلف گشته.او که رفتارها و گفتارهای خودرا تحت پوشش دوری از اخلاقیات بورژوا بانه توجیه میکند همیشه سعی نموده خود را یک  مارکسیست لنیسنیست افشا گر  بنامد.مساله افشا گری های او حتی به کسانی که زمانی برای او درودهای انقلابی میفرستادند هم کشیده  شده است. بعضی نظرات و ارای عابد توانچه نیز در گاهی اوقات که او  تحت عنوان نماینده کمونیست  ومارکسیست داخل کشور نگارش کرده گاه گاهی  مورد توجه   اهالی رسانه نزدیک به چپ قرار گرفته که چون نظرات او معمولا سازماندهی  و نظم همخوانی نداشته و همچنین به صورت تک نفری و بدون دخالت فرد دیگری نوشته شده(با وجود انکه او همیشه از کلمه ما استفاده میکند) هیچگاه نتوانسته مورد راهبرد قرار بگیرد.به طور مثال او در ماجرای انتخابات مجلس ناگهان  سخن از حضور گسترده کمونیستها برای انتخابات  نمود و بسیار به تایید کاندیداهای کمونیست توسط شورای نگهبان امید فراوان داشت.اما دستگیری های گسترده دانشجویان چپ و رد صلاحیت خودیهای جمهوری اسلامی توسط شورای نگهبان از همان  اغاز طرح او را جزونظرات و تئوریهای من در اوردنی   معروف در چپ تبدیل کرد که این چند ساله از ان بسیار شنیده شده است.در حالی که او وقتی چینن طرحی را داده بود از انجا که با لیست مخالفان خودش اشنایی داشت از همان اغاز مخالفان خود را نا اشنا و خارجه نشین و اپورتونیست و غیر کمونیست ارزیابی کرده بود.انگهایی که شاید کم مخالفانش از او نخوردند.مخالفانی که توانچه خود را پیروز در برابر انها میداند و قبل از اینکه با هرکسی دیگر  شروع به جنجالی دیگر بنماید خود تفسیر مینماید که  از سرنوشت دیگران که احتملا با نوشته های اومنزوی شدند درس بگیرند و با او  مقابله نکنند.با این حال توانچه را باید در هنگامه هایی ستود است.او شاید از معدود  افرادی باشد که به صراحت خود را یک کمونیست ساختار شکن فرض نموده و از همین جهت است که عده ای  که شاید  یارای چنین ابرازی در ملا عام را  ندارند و هیمن طور چشم دیدن او را نیز ندارند از اینکه  به زندان افتاده ناله "کم است و باید بیشتر باشد" را سر دادند.به هر صورت همه اینها را اوردم تا نظر خودم را بگویم که من نظرات سیاسی  او و تا حدود زیادی از شخصیت فردی  به هیچ عنوان همراهی ندارم.اما مساله من این است  که مساله نقد سیاسی یک طرف است و دفاع از او در برابر جمهوری اسلامی  سوی دیگر اگر بتوانیم اینها را از هم تفکیکی کنیم  میتوانیم در چنین مواقع نزدیکی و قرابت بیشتری با هم داشته باشیم.مساله این است که عابد توانچه  شاید اگر خودش در این مواقع باشدهمان طور که خودش میگوید مثل خودشان رفتار میکند اما برای من   و برای طرفداران سیاستهای هومانیستی و ازدایخواهانه چینن مساله ای اصل مبارزه بر جمهوری اسلامی را کم رنگ مینماید.اگر بخواهیم  فکر کنیم که باید ایستاد  و در برهه ای از اوضاع از زندانی رفتن بعضی دفاع نمود.چون من با او مشکل شخص دارم و با تئوریهای من در اوردنی توصیف نمود که فلانی ماههای کمی در زندان  افتاده انگاه به نظرم  ذره ای از مبارزه عقب نشینی نموده ایم.مشکلی که همیشه چپ سنتی  و راست  اپوزیسیون ایران در این مواقع خود را نشان میدهد.یادم میاید زمانی امین قضایی  در نوشته ای در همان روزهای اول زندانی رفتن بازداشتیهای دانشجویان چپ معتقد بود که زندانی رفتن دیگران که از چپ نیستند هیچ اهمیتی برای من ندارد. او تنها برای کسانی فعالیت میکند که خودش به ازادیخواهی و فعالیت  انها ایمان دارد.به نظرم اگر چین تئوریهایی در چپ ظهور نماید یک فاجعه بزرگ خواهد بود.همین طور که چنین نظرات تاسف اوری  را اخیرا در قالب شعارهای  طرفداران مقاومت در زندان و یا مخالفین فعالیت علنی و کمونیزم کارگری بارها به زبان رانده شده و کاملا مشخص است که از دستگیرهای اذر سال گذشته  بسیار راضی و خشنود هستند و ان را دست مایه ای  برای ارائه تدریس در باب "تجربه هایی از ماجراهای تلخ  گذشته" و" گامهای ضروری  و سنجیده "ارزیابی کردند.کاملا میتوان خنده زیر لبی  انها را در هنگام زندانی رفتن بسیاری دوستان تجسم نمود(کاری هم به غلط بودن فرضیات انها ندارم)

به هر رو باید از عابد توانچه و هرکسی دیگر بدون قید و شرط حمایت نمود.مهم نیست  که چه میشود و از چه کسی حمایت میکنیم  مهم این است که بدانیم هیچ زندانی سیاسی نباید وجود داشته باشد.این اخرین روزهایی که میتوان  کاری برای عابد نمود را باید با قدرت به  پیش ببریم . از همین حالا  خود را برای دست بالا گرفتن در هنگام  دادگاه های دیگر دانشجویان چپ که از شهریور اغاز میشود اماده کنیم....

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 11:9  توسط وبلاگ نویسان سازمان جوانان کمونیست  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 قبلا که تلویزیون جمهوری اسلامی در هنگام پخش مسابقات فوتبالهای خارجی  با نشان دادن  بعضی صحنه های خارج از مسابقه  ای که در حال برگزاری بودبه نحو خنده داری  صحنه هایی را قطع میکرد میل داشتم ببینم  اینها واقعا چه صحنه هایی ناب و ضد اسلامی هستند که در اتاق فرمان تدارکاتی برای قطع فوری ان در  فرصت کوتاهی که دارند  فرا میخواند.اکنون  این مسابقات جام ملتهای اروپا و پخش ان از سوی  تلوزیونهای ماهواره ای چون zdfوardوw9 فرصتی پیش امد تا بفهمم واقعا  این کارگردانان صدا و سیمای جمهوری اسلامی چه انسانهای جوات و املی تشریف دارند.نابترین صحنه ها و حاشیه هایی که تصویر برداران خارجی برای زیبایی مسابقه ان را به تصیور میشکندمثل بغل کردن کودکان توسط بازیکنان هلند با یک سری از معمولی ترین تصاویر  چون حضور یک زن و یا یک پلاکاردخارجی و یا حضور یک هوادار در زمین مسابقه به فرمان کارگردان حذف میشود.دیشب نیز درز هنگام مسابقه اتریش و المان که صدر اعظم زن المان که با لباسی پوشیده  و کاملا رسمی در مراسم حاضر شده بود و بسیاری از حاشیه های جالب بازی را به تصویر کشیده بود به راحتی  حذف میشد تا نشان دهد که سران جمهوری اسلامی و مردان فنی صداو سیمایشان حتی از حضور  و و تصویر یک زن خارجی   نیز در مسابقه فوتبال خارجی هم جلوگیری میکنند(شاید  برای این که نشان دهند فوتبال ورزشی مردانه است وزنان در ایران دیگر اعتراض نکنند).جالبترین صحنه  سانسور جایی بودکه یواخیم لو سرمربی  المان به هنگام اخراج در حال توضیح دادن به مرکل بودو هیچ تصویری نشان داده نشد.البته کارگردان با ناشیگیری که در لحظه ای از مسابقه نمو کرد اجازه داد گزارشگر بازی تازه بفهمد چه کسانی بازی را نگاه میکنند و کمی  جو بازی رامتوجه شود.به طوری که صحنه خوشحالی المانیها داشت روی صحنه اهسته میرفت و وقتی یک خانم  در حال خوشحالی بود ناگهان مثل انکه از دلیت کارگردان خارج شده باشد تصویر مرکل در یک ثانیه امد و فورا قطع شد و تازه گزارشگر بازی در همان یک ثانیه فهمید که بله "خانم مرکل هم در ورزشگاه حضور دارند"

این کار را عقده های جنسی  سران جمهوری اسلامی بنامیم و یا شخصیت ضد زن و مرد سالارانه حاکمیت هرچه است نشان دهنده فضایی به شدت تهوع اور و به راستی کمیک در واقعیات جامعه ماست.همین مثالهای کوچک نشان میدهد که چگونه جمهوری اسلامی  با حذف  و سانسور  معمولی ترین اتفاقات روی  زمین  در حال حکمرانی است.همه این سانسورها  و همه این قوانین و محدودیتها در حالی است که خود سران جمهوری اسلامی دارای بزرگترین پرونده های فساد  اخلاقی هستند و به مانند همان کشیشان ایرلندی که زمانی دختران  را با بهانه ای واهی در صومعه های حافظان بکارت  نگه میداشتند و بعد از اموزشهای دوری از اموزش جنسی فاجعه های بزرگی را سر دختران می افردند. اکنون همان ماجرا را سران جمهوری اسلامی حتی در مقیاس وسیعتری و کمیکتری  انجام میدهند.پرونده هایی که برای  امثال علی فلاحیان و سعید امامی و سردار زارعی و   و معاونتهای فرهنگی دانشجویی پدید امده تنها نمونه های کوچکی از جنایات و فساد گسترده سران  اسلامی است.این واقعیت تلخ جامعه ماست .طنز سیاهی که بر تارک جامعه رنگ بسته و نشان دهنده تناقض و تضاد عجیب  حکومت و جامعه است.از سویی جمهوری اسلامی مدافع امینت و و اخلاق میشود.و صدا و سیما به تکاپو می افتد که حضور یک زن را در مسابقه فوتبال سانسور کند و از سوی دیگر بزرگترین جنایتها و فسادهای اخلاقی در جامعه پدید میاید..هرچه است همه اینها بر حافظه ما باقی خواهدماندو لکه سیاه  بر دامن  این افراد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 20:2  توسط وبلاگ نویسان سازمان جوانان کمونیست  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

رياضي:

 

"شما ياوه گويان با زندگاني معنوي و سعادت اجتماعي يك گروه انبوه صدها هزار ميليون نفري بازي ميكنيد."

 

كشف الاسرار نوشته امام خميني، صفحه 74

 

* صد هزار ميليون ميشود صد ميليارد نفر،  صدها هزار ميليون را خودتون حساب كنيد. جمعيت جهان چند نفره؟

 

 

"ميليونها ميليون سلاطين و بزرگان و فلاسفه در عالم آمدند."

كشف الاسرار نوشته امام خميني، صفحه 176

 

 

"اسلام ميليونها حكم دارد."

كشف الاسرار نوشته امام خميني، صفحه 55

 

 

فلسفه:

 

"فيثاغورث حكيم در زمان سليمان بود و حكمت را از او اخذ كرد."

كشف الاسرار نوشته امام خميني، صفحه 32

 

* فيثاغورث در قرن پنجم پيش از ميلاد در يونان زندگي ميكرد و حضرت سليمان در قرن 10 قبل از ميلاد در اورشليم زندگي ميكرد. بين اين دو نفر پنج قرن اختلاف هست.

 

"انبذقلس فيلسوف بزرگ در زمان داوود نبي بود و حكمت را از او و از لقمان حكيم اتخاذ كرد."

كشف الاسرار نوشته امام خميني، صفحه 33

 

*انبذقلس - Empedocles -  فيلسوف بزرگ يوناني در قرن پنجم پيش از ميلاد و حضرت داوود در قرن دهم پيش از ميلاد زندگي ميكردند.

 

" از حكما و فلاسفه بزرگ ديگر اسكندر است"

كشف الاسرار نوشته امام خميني، صفحه 35

 

!!!

 

تاريخ:

 

"اين موضوع مربوط به امروز و ديروز نيست. دو هزار سال است كه آمريكا ما را استعمار كرده است"

ديدار با دانشجويان خط امام پس از گروگانگيري اعضاي سفارت آمريكا، جماران، 19 آبان 1358

 

 

پزشكي:

 

"امروز بر دكترهاي كشور ثابت شده كه براي علاج ناخوشيهايي مثل تيفوس و تيفوئيد (حصبه) چاره اي جز عمل كردن به طبق دستورات يوناني نيست و علاجهاي اروپايي نميتوانند كاري به اينگونه مرضها بكنند"

كشف الاسرار نوشته امام خميني، صفحه 280

 

 

هنر:

 

اوريانا  فالاچي در مصاحبه با امام خميني (متن كامل سخنراني در كتاب مصاحبه با تاريخ نوشته فالاچي- البته اگه كتاب رو تو دست دوم فروشي ها پيدا كردين)

 

"سوال: شما موسيقي را عامل فساد و شهوتراني دانسته ايد. ولي آيا آثار موسيقي كساني چون باخ و موتسارت و بتهون و وردي را نيز با اين همه معنويت آنها عامل فساد ميدانيد؟

 

امام خميني: من اينهايي را كه اسم برديد نميشناسم ولي اگر مارش جنگي ساخته باشند كارشان خوب است. در غير اينصورت كارشان قابل قبول نيست. "

 

سياست:

 

"اسلام به كاخ كرملين هم كشيده شده، به كاخ سفيد هم كشيده شده. به آمريكاي لاتين هم رفته. به افريقا هم رفته، به مصر هم رفته. ملزم كرده است همه آنها را كه از اسلام اطاعت كنند."

ديدار با رئيس جمهور و مقامات كشور، جماران، 18 مرداد 1363

 

 

 

"يكي از راههاي ايجاد اختلاف در يك ملت وجود احزاب است... اساساً احزاب از اول براي اين درست شده اند كه مردم با هم متجمع نشوند. چون دولتها از اجتماع توده ها ميترسند احزاب سياسي را درست كرده اند."

 

 

 

اسلام سياسي يا غير سياسي؟

 

"روحاني نبايد كار ديگري غير از روحانيت يعني بسط توحيد و تقوي و پخش و تعليم قانون هاي آسماني و تهذيب اخلاق بپردازد"

كشف الاسرار نوشته امام خميني، صفحه 208

 

"اين را بدانيد كه تنها روحانيت ميتواند در اين مملكت كارها را از پيش ببرد. فكر نكنيد كه بخواهيد كنار بگذاريد روحانيت را"

ديدار با نمايندگان مجلس، جماران 6 خرداد 1360

 

 

دانشگاه كجاست؟

 

"ريشه تمام مصيبتهايي كه تاكنون براي بشر پيش آمده از دانشگاهها بوده است... همه مصيبتهايي كه در دنيا پيدا شده از متفكرين و متخصصين دانشگاهي است... اگر به اسلام علاقه داريد بدانيد كه خطر دانشگاه از خطر بمب خوشه اي بالاتر است"

ديدار با اعضاي دفتر تحكيم وحدت حوزه و دانشگاه، 27 آذر 1359

 

"ما هرچه ميكشيم از اين طبقه اي است كه ادعا ميكند دانشگاه رفته ايم و روشنفكريم و حقوقدانيم. هرچه ميكشيم از اينها است."

قم، 1 مرداد 1358

 

فرار مغزها:

 

"منافقين هي ميگويند مغزها دارند فرار ميكنند . به جهنم كه فرار ميكنند. اين دانشگاه رفته ها، اينها كه همه اش دم از علم و تمدن غرب ميزنند بگذاريد بروند. ما اين علم و دانش غرب را نميخواهيم. اگر شما هم ميدانيد كه اينجا جايتان نيست فرار كنيد. راهتان باز است."

جماران، 8 آبان 1358

 

صادرات انقلاب؟

 

"ما بايد به هر قيمت شده باشد انقلاب خودمان را به تمام ممالك اسلامي و تمام جهان صادر كنيم."

پيام به ملت، 22 بهمن 1358

 

"بايد در صدور انقلابمان به تمام جهان كوشش كنيم"

پيام نوروزي به ملت، اول فروردين 1359

 

كشورهاي جهان اعتراض كردند:

 

"ما قصد صدور انقلاب اسلامي را نداريم. اينها حرفهاي دشمنان اسلام است"

ديدار با مسئولان صدا و سيما، 16 مرداد 1361

 

جاسوسي؟

 

"هيچكس حق ندارد براي كشف جرم و گناه جاسوسي ديگران را بكند زيرا اين خلاف مقررات اسلام است."

ماده6 از فرمان8 ماده اي امام خميني به ملت، جماران، 1 مرداد 1361

 

"دانش آموزان بايد با كمال دقت اعمال و كردار دبيران و معلمين خود را زير نظر بگيرند و اگر خداي نكرده در يكي از آنها انحرافي ببينند بلافاصله به مقامات مسئول گزارش نمايند... اين كار را به صورت مخفي انجام دهند"

پيام به دانشجويان، دانش آموزان، استادان و دبيران، بازگشايي مدارس در سال تحصيلي 61-62 ، 1 مهر 1361

 

حكم مواد مخدر؟

 

"تعجب ميكنم كه اين دولت(شاه) چگونه فكر ميكند...در نظر دارند قاچاقچيان هروئين را اعدام كنند. اين موضوع نه تنها خلاف اسلام است.  خلاف انسانيت هم هست"

كتاب ولايت فقيه نوشته امام خميني، نجف 1355

 

"اينهايي كه مواد مخدر ميفروشند شرعاً مستوجب اعدامند و بايد بدون هيچ تاخيري اعدام شوند. هيچ ترحمي هم در مورد آنها جايز نيست"

30 ارديبهشت 1359

 

بني صدر كي بود ؟

 

"جناب آقاي بني صدر را همين مردم كوچه و بازار از پاريس آوردند اينجا و رئيس جمهور كردند، براي اينكه مردي مسلمان است، مومن است ، خدمتگزار است"

ديدار با استاندارهاي كشور، جماران، 18 آذر 1359

 

"اين آدم از اول ادعا ميكرد كه مسلمان است و براي اسلام كار ميكند و كذا. من هم از اول فهميدم دروغ ميگويد "

ديدار با افسران و درجه داران، جماران، 3 شهريور 13

 

پی نوشت 

 

از وبلاگ مصطفی صابر که توسط سعید به روزمیشود دیدن کنید  و درباره مطالبش نظر بدهید

http://soxanerooz.blogfa.com/

 

 پی نوشت ۲:به دنبال مطلب فوق احادیث  شریفه محمد را نیز درباره زنان بخوانید تا تو خود حدیث مفصل بخوانید از این معنی

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 11:18  توسط وبلاگ نویسان سازمان جوانان کمونیست  |